با زارى و تضرع خدا را ميخواند و توبه ميكرد از عقيده خود نسبت به پيامبر
ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ
اما وقتى خوب ميشد .
نَسِيَ ما كانَ يَدْعُوا إِلَيْهِ مِنْ قَبْلُ
فراموش مىكرد از توبه خود راجع بساحر خواندن پيامبر به همين جهت خداوند ميفرمايد :
قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلًا إِنَّكَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ
بگو مختصرى از كفر خود بهرهمند شود با چند روز خلافت بدون استحقاق .
آنگاه حضرت صادق عليه السّلام فرمود خداوند سخن را برميگرداند بجانب علي و فضل و مقامش در نزد خدا و ميفرمايد :
أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ
يا كسى كه پيوسته در شبهاى تار بعبادت خدا در سجده و قيام بسر مىبرد و اميد رحمت پروردگار را دارد بگو آيا برابرند آنها كه ميدانند محمّد رسول خدا است
وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ
و كسانى كه او را ساحر و كذاب ميخوانند
إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ
فرمود تأويل آيه چنين است .
توضيح : خواهد آمد كه از ابا بكر بابى الفصيل تعبير شده چون معنى بكر و فصيل بهم نزديك است . سيد شريف در بعضى تعليقات خود نوشته است در كنيه گاهى معانى اصلى در نظر گرفته مىشود چنانچه نقل شده كه در بعضى از جنگهاى مشركين ابا بكر را صدا ميزدند ابو الفصيل - پايان بايد توجه داشت كه اين آيه از بزرگترين دليلها بر امامت ائمه ما است به جهت اتفاق تمام امت كه آنها عالم ترين افراد در زمان خود بردهاند مخصوصا نسبت بخلفاى هم عصر خود .
كنز : فضيل از حضرت باقر در آيه :
وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ
فرمود ما عالمون هستيم .
عياشى : جابر از حضرت باقر در آيه
وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا