قسمت شده مثانى توضيح سبع است از تثنيه يا ثناء گرفته شده تمام قرآن مثنى است يعنى الفاظ و قرائت يا قصهها و مواعظ آن تكرار مىشود و يا داراى دو جهت اعجاز و بلاغت است و ثناى پروردگار را مىكند بصفات عالى و اسماء حسنى ميتوانيم منظور از مثانى قرآن را بگيريم يا تمام كتب آسمانى در اين صورت « من » بمعنى تبعيض آمده .
اما اين قسمت آيه
وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ
اگر از سبع منظور آيات يا سوره باشد عطف كل بر بعض است ، يا عام بر خاص اما اگر مراد اجزاء هفتگانه قرآن باشد عطف صفتى بر صفت ديگر مىشود .
اين بود آنچه راجع بتفسير ظاهر آيه گفته شده كه بعضى از اخبار نيز شاهد بر آن است .
اما تأويل امام عليه السّلام بطن آيه را شايد از اين جهت سبعا و هفت هستند باعتبار اسمهايشان كه داراى هفت اسمند اگر مكررات را حساب نكنيم يا باعتبار اينكه اكثر علوم از هفت نفر آنها منتشر شده به همين جهت خداوند هفت نفر را ياد نموده در هر صورت مثانى يا از ثناء است كه آنها خدا را ستايش واقعى ميكنند به اندازه طاقت بشرى و يا از تثنيه است كه آنها با قرآن دو امانت پيامبرند يا با خود پيامبر و يا اينكه داراى دو جهت هستند يكى جنبه تقدس و روحانيت و ارتباط خاص با خدا و ديگرى ارتباط با مردم بواسطه بشر بودن و شايد تعبير بسبع شدهاند چون سبع ( هفت ) اگر دو برابر شود چهارده خواهد شد كه مطابق با عدد معصومين است .
يا به اين طور كه بين كسى كه به او سبع مثانى داده شده كه پيامبر است با آن چه داده شد كه همان سبع مثانى است .
مغايرت اعتبارى فرض كنيم معطى له است از جهت نبوت و كمالاتى كه خدا به او عنايت كرده و معطى است با قطع نظر از اين جهت يا واو در
وَ الْقُرْآنَ
بمعنى باء است يعنى با قرآن چهارده مىشود اما در اين وجه اشكالى است .