اين سخن را هنگامى گفت كه به طور كامل از هدايت آنها مايوس شده بود ، و آخرين تلاش و كوشش خود را براى ايمان آوردن آنها به كار زد و نتيجه اى نگرفت ، و تنها گروهى اندك به او ايمان آوردند .
تعبير به « * ( عَلَى الأَرْضِ ) * » ( بر صفحه زمين ) نشان مىدهد كه هم دعوت نوح جهانى بوده ، و هم طوفان و عذابى كه بعد از آن آمد .
« ديار » ( بر وزن سيار ) از ماده « دار » به معنى كسى است كه در خانه اى سكنى مىگزيند ، اين واژه معمولا در موارد نفى عام به كار مىرود ، مثلا گفته مىشود ما فى الدار ديار ( در خانه احدى ساكن نيست ) ( 1 ) .
سپس « نوح » براى نفرين خود استدلال مىكند و مىافزايد : « زيرا اگر آنها را واگذارى بندگانت را گمراه مىكنند ، و جز نسلى فاجر و كافر به وجود نمىآورند » ! ( * ( إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبادَكَ وَلا يَلِدُوا إِلَّا فاجِراً كَفَّاراً ) * ) .
اين نشان مىدهد كه نفرين انبياء ، از جمله نوح ع از روى خشم و غضب و انتقامجويى و كينه توزى نبود ، بلكه روى يك حساب منطقى صورت گرفته است ، و نوح مانند افراد كم حوصله اى نبود كه با كوچكترين چيزى از جا در برود و دهان به نفرين بگشايد ، بلكه بعد از نهصد و پنجاه سال دعوت و صبر و شكيبايى و خون دل خوردن ، و بعد از ياس كامل زبان به نفرين گشود .
در اينكه نوح از كجا فهميد كه اينها ديگر ايمان نمىآورند ، و علاوه بر آن ، بندگان خدا را كه در آن محيط بودند گمراه مىسازند ، و از اين گذشته
هامش
( 1 ) بعضى گفتهاند در اصل « ديوار » ( بر وزن حيوان ) بوده سپس « واو » تبديل به « ياء » شده و در آن ادغام گشته ، و « ديار » گشته است ( البيان فى غرائب القرآن جلد 2 صفحه 465 ، و تفسير فخر رازى ذيل آيات مورد بحث ) .