زيرا اقامه شهادت عادلانه و ترك كتمان آن يكى از مهمترين پايههاى اقامه عدالت در جامعه بشرى است .
آنها كه مىگويند چرا ما به شهادت و گواهى دادن بر ضد اين و آن عداوت اينها را بخريم و درد سر براى خود بيافرينيم ، افرادى بىاعتنا به حقوق انسانى و فاقد روح اجتماعى و غير متعهد نسبت به اجراى عدالتند .
و لذا قرآن در آيات متعددى مسلمانان را دعوت به اداى شهادت حق كرده است ، و كتمان را گناه شمردهاند ( 1 ) در فقه اسلامى نيز شهادت اهميت خاصى دارد و پايه اثبات بسيارى از حقوق فردى و اجتماعى شمرده شده و احكام ويژه اى دارد .
در آخرين وصف كه در واقع نهمين توصيف از اين مجموعه است بار ديگر به مساله نماز باز مىگردد ، همانگونه كه آغاز آن نيز از نماز بود ، مىفرمايد :
« كسانى كه نماز خود را محافظت مىكنند » ( * ( وَالَّذِينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ يُحافِظُونَ ) * ) .
و همانگونه كه قبلا اشاره كرديم با توجه به بعضى از قرائن به نظر مىرسد كه « نماز » در اينجا اشاره به « نماز واجب » و در آيه گذشته اشاره به « نماز نافله » است .
البته در نخستين وصف اشاره به « تداوم » نماز بود ، اما در اينجا سخن از حفظ آداب و شرائط و اركان و خصوصيات آن است آدابى كه هم ظاهر نماز را از آنچه مايه فساد است حفظ مىكند ، و هم روح نماز را كه حضور قلب است تقويت مىنمايد ، و هم موانع اخلاقى را كه سد راه قبول آن است از بين مىبرد ، بنا بر اين هرگز تكرار محسوب نمىشود .
هامش
( 1 ) « بقره - 283 و 140 » و « مائده - 106 » و « طلاق - 2 » .