إِنَّا هَدَيْناه السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً : « ما راه را به او نشان داديم ، خواه پذيرا شود و شكر اين نعمت را بجا آورد ، يا اعراض و كفران كند » .
و از آنجا كه ممكن است افراد كوته فكر از تعبير فوق نوعى تفويض و واگذارى مطلق به بندگان تصور كنند ، در آيه بعد براى نفى اين توهم مىافزايد : « شما چيزى را نمىخواهيد مگر اينكه خدا بخواهد » ( * ( وَما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّه ) * ) ( 1 ) .
« چرا كه خداوند عالم و حكيم است » ( * ( إِنَّ اللَّه كانَ عَلِيماً حَكِيماً ) * ) .
و اين در حقيقت اثبات اصل معروف « الامر بين الامرين » است ، از يك سو مىفرمايد : « خدا راه را نشان داده و انتخاب با شما است » و از سوى ديگر مىافزايد : « انتخاب شما منوط به مشيت الهى است » يعنى شما استقلال كامل نداريد بلكه قدرت و توان و آزادى اراده شما همه به خواست خدا و از ناحيه او است ، و هر زمان اراده كند مىتواند اين قدرت و آزادى را سلب كند .
به اين ترتيب نه « تفويض » و واگذارى كامل است و نه اجبار و سلب اختيار ، بلكه حقيقتى است دقيق و ظريف در ميان اين دو ، يا به تعبير ديگر : نوعى آزادى وابسته به مشيت الهى است ، كه هر لحظه بخواهد مىتواند آن را باز پس گيرد ، تا هم بندگان بتوانند بار تكليف و مسئوليت را كه رمز تكامل آنهاست بر دوش گيرند و هم خود را بىنياز از خداوند تصور نكنند .
خلاصه اين تعبير براى آن است كه بندگان ، خود را بىنياز از هدايت
هامش
( 1 ) در اينكه محل اعراب « * ( أَنْ يَشاءَ اللَّه ) * » چيست ؟ جمعى از مفسران گفتهاند منصوب به ظرفيت است ، و در معنى چنين است « ما تشاؤن الا وقت مشية اللَّه » ولى اين احتمال نيز وجود دارد كه در اينجا « شيئا » در تقدير باشد ، و در معنى چنين است « و ما تشاؤن الا شيئا يشاء اللَّه » .