آن چنان قطعات كوچك و بزرگ استخوان و گوشتهاى اندام انسان را به يكديگر محكم بسته كه از مجموع آنها يك واحد كاملا منسجم كه آماده انجام هر گونه فعاليتى است ساخته ، اما رويهمرفته اين جمله كنايه از قدرت و قوت است .
اين آيه در ضمن غنا و بىنيازى ذات پاك خدا را ، از آنها ، و از اطاعت و ايمانشان ، روشن مىسازد ، تا بدانند اگر اصرارى براى ايمان آنها است ، در حقيقت لطف و رحمتى است از ناحيه پروردگار .
نظير اين معنى در آيه 133 سوره انعام نيز آمده است ، آنجا كه مىفرمايد :
وَ رَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِنْ بَعْدِكُمْ ما يَشاءُ :
« پروردگار تو بىنياز و مهربان است ، اگر بخواهد همه شما را مىبرد ، و هر كس را بخواهد جانشين شما مىسازد » .
سپس به كل بحثهايى كه در اين سوره آمده است كه مجموعا يك برنامه جامع سعادت را ارائه مىدهد اشاره كرده ، مىگويد : « اين يك تذكر و يادآورى است ، و هر كس بخواهد با استفاده از آن راهى به سوى پروردگارش انتخاب مىكند » ( * ( إِنَّ هذِه تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّه سَبِيلًا ) * ) ( 1 ) .
وظيفه ما نشان دادن راه است ، نه اجبار بر انتخاب ، اين شما هستيد كه بايد با عقل و درك خود ، حق را از باطل تشخيص دهيد ، و با اراده و اختيار خود تصميم بگيريد .
اين در حقيقت تاكيدى است بر آنچه در آغاز سوره گذشته كه فرمود :
هامش
( 1 ) بعضى براى آيه محذوفى قائلند ، و مىگويند : در تقدير چنين است « فمن شاء اتخذ الى رضا ربه سبيلا » ، يا « الى طاعة ربه سبيلا » ولى انصاف اين است كه نيازى به تقدير ندارد ، چرا كه همه راههاى تكامل به سوى خدا منتهى مىشود .