اين نكته نيز قابل توجه است كه « اسير » معمولا در « مدينه » وجود داشت ، و در مكه به حكم آن كه هنوز غزوات اسلامى شروع نشده بود كمتر اسير ديده مىشد ، و اين گواه ديگرى بر مدنى بودن اين سوره است .
آخرين نكته اى را كه در اينجا لازم به ياد آورى مىدانيم اين است كه به گفته جمعى از دانشمندان اسلامى از جمله « آلوسى » مفسر معروف اهل سنت بسيارى از نعمتهاى بهشتى در اين سوره بر شمرده شده است ولى از « حور العين » كه غالبا در قرآن مجيد در عداد نعمتهاى بهشتى آمده مطلقا سخنى مطرح نيست ، ممكن است اين امر به خاطر نزول اين سوره در باره فاطمه زهرا و همسر و فرزندانش مىباشد كه به احترام بانوى اسلام « س » ذكرى از « حور » به ميان نيامده ! ( 1 ) .
گرچه بحث ما در زمينه اين شان نزول طولانى شد ولى در برابر اشكال - تراشيهاى بهانه جويان چاره اى جز اين نبود .
تفسير : پاداش عظيم ابرار :
در آيات گذشته بعد از آن كه انسانها را به دو گروه « شكور » و « كفور » يا « شكرگزار » و « كفران كننده » تقسيم كرد ، اشاره كوتاهى به مجازات و كيفر سخت كفران كنندگان آمده بود ، آيات مورد بحث به سراغ پاداشهاى شكر گزاران و ابرار ( نيكان و پاكان ) مىرود ، و نكات جالبى در اين زمينه يادآورى مىكند .
نخست مىفرمايد : « نيكان از جامى مىنوشند كه با عطر خوشى آميخته است »
هامش
( 1 ) « روح المعانى » جلد 29 صفحه 158 .