تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
« آدم » و « انسان » در آيه دوم اشاره به فرزندان آدم است ، ولى اين جدايى در اين فاصله كوتاه بسيار بعيد به نظر مىرسد . در تفسير جمله « * ( لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً ) * » : « چيز قابل ذكرى نبود » نيز نظرات ديگرى اظهار شده است ، از جمله اينكه : انسان به هنگامى كه در عالم نطفه و جنين بود موجود قابل ذكرى نبود ، ولى بعدا كه مراحل تكامل را پيمود به موجودى قابل ذكر تبديل شد . در حديثى از امام باقر ع نقل شده كه فرمود : « انسان » در « علم خدا » مذكور بود ، هر چند در « عالم خلق » مذكور نبود ( 1 ) . در بعضى از تفاسير نيز آمده كه منظور از « انسان » در اينجا علماء و دانشمندان است كه قبل از فرا گرفتن علم قابل ذكر نبودند ، اما بعد از رسيدن به نظام علم در ميان همه مردم ، در حيات و بعد از موتشان ، همه جا ذكر آنها است . بعضى نقل كرده‌اند كه « عمر بن خطاب » اين آيه را از كسى شنيد گفت اى كاش آدم هم چنان غير مذكور باقى مانده بود ، و از مادرزاده نمىشد ، و فرزندانش مبتلا نمىشدند ! ( 2 ) . و اين سخن تعجب آور است چرا كه در واقع ايرادى است به مساله آفرينش . به هر حال بعد از اين مرحله نوبت آفرينش انسان ، و موجود قابل ذكر شدن است ، مىفرمايد . « ما انسان را از نطفه مختلطى آفريديم ، و او را مىآزمائيم ، و لذا او
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » جلد 10 صفحه 406 . ( 2 ) « همان مدرك » .