ديگرى يكسان باشد ، يا به تعبير ديگر خطوط ظريف و پيچيده اى كه بر سر انگشتان هر انسانى نقش است معرف شخص او است ، و لذا در عصر ما مساله « انگشتنگارى » به صورت علمى در آمده ، و به وسيله آن بسيارى از مجرمان شناخته شده ، و جرمها كشف گرديده است ، همين قدر كافى است كه مثلا يك سارق هنگامى كه وارد اتاق يا منزلى مىشود دست خود را بر دستگيره در ، يا شيشه اطاق يا قفل و صندوق بگذارد و اثر خطوط انگشتانش روى آن بماند ، فورا از آن نمونه بردارى كرده ، با سوابقى كه از سارقان و مجرمان دارند مطابقه نموده و مجرم را پيدا مىكنند .
در آيه بعد به يكى از علل حقيقى انكار معاد اشاره كرده ، مىفرمايد :
چنين نيست كه انسان در قدرت خداوند بر جمع استخوانها و زنده كردن مردگان ترديد داشته باشد ، بلكه هدفش از انكار اين است كه ما دام العمر گناه كند « ( * ( بَلْ يُرِيدُ الإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَه ) * ) .
او مىخواهد از طريق انكار معاد ، كسب آزادى براى هر گونه هوسرانى و ظلم و بيدارگرى و گناه بنمايد ، هم و جدان خود را از اين طريق اشباع كاذب كند ، و هم در برابر خلق خدا مسئوليتى براى خود قائل نباشد ، چرا كه ايمان به معاد و رستاخيز و دادگاه عدل خدا سد عظيمى است در مقابل هر گونه عصيان و گناه ، او مىخواهد اين لجام را بر گيرد و اين سد را در هم بشكند و آزادانه هر عملى را خواست انجام دهد .
اين منحصر به زمانهاى گذشته نبوده است ، امروز هم يكى از علل گرايش به ماديگرى و انكار مبدء و معاد ، كسب آزادى براى « فجور » و گريز از مسئوليتها ، و شكستن هر گونه قانون الهى است ، و گرنه دلائل مبدء
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 279
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٧٩