« خداوند هيچكس را از اسرار غيب آگاه نمىكند ، مگر رسولانى را كه مورد رضايت او هستند » در « نهج البلاغه » نيز به همين معنى اشاره شده است كه وقتى على ع از حوادث آينده خبر مىداد ( و حمله مغول را به كشورهاى اسلامى پيش بينى مىفرمود ) يكى از يارانش عرض كرد : اى امير مؤمنان آيا داراى علم غيب هستى ؟ حضرت خنديد و فرمود :
ليس هو بعلم غيب ، و انما هو تعلم من ذى علم !
« اين علم غيب نيست ، اين علمى است كه از صاحب علمى ( پيامبر ) آموختهام » ! ( 1 ) اين جمع را بسيارى از دانشمندان و محققان پذيرفتهاند .
2 - اسرار غيب دو گونه است قسمتى مخصوص به خدا است و هيچكس جز او نمىداند مانند قيام قيامت ، و امورى از قبيل آن ، و قسمتى از آن را به انبياء و اولياء مىآموزد ، چنان كه در نهج البلاغه در ذيل همان خطبه اى كه در بالا اشاره كرديم مىفرمايد :
و انما علم الغيب علم الساعة ، و ما عدده اللَّه سبحانه بقوله :
إِنَّ اللَّه عِنْدَه عِلْمُ السَّاعَةِ ، وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ ، وَيَعْلَمُ ما فِي الأَرْحامِ ، وَما تَدْرِي نَفْسٌ ما ذا تَكْسِبُ غَداً وَما تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ
: « علم غيب تنها علم قيامت و آنچه خداوند در اين آيه برشمرده است مىباشد آنجا كه مىفرمايد : آگاهى از زمان قيامت مخصوص خدا است و او است كه باران را نازل مىكند ، و آنچه در رحم مادران است مىداند ، و هيچكس نمىداند فردا چه مىكند يا در چه سرزمين مىميرد » سپس امام ع در شرح اين معنى افزود : خداوند سبحان از آنچه در رحمها قرار دارد آگاه است ، پسر است يا دختر ؟ زشت است يا زيبا ؟ سخاوتمند است يا بخيل ؟ سعادتمند است يا شقى ؟ اهل دوزخ است يا بهشت ؟ . . . اينها علوم غيبى
هامش
( 1 ) « نهج البلاغه » خطبه 128 .