كرد ، ولى سرانجام اعتراف نمود و نامه را از او گرفتند ( 1 ) .
و مانند خبر دادن از ماجراى جنگ « موته » و شهادت جعفر ، و بعضى ديگر از فرماندهان اسلام كه در همان لحظه وقوع ، پيامبر ص در مدينه مسلمانان را آگاه كرد ( 2 ) و مانند آن در زندگى پيامبر ص كم نيست .
در « نهج البلاغه » نيز پيشگوييهاى بسيارى از حوادث آينده به چشم مىخورد كه نشان مىدهد على ع اين اسرار غيب را مىدانست ، مانند آنچه در خطبه 13 در مذمت اهل بصره آمده است كه مىفرمايد :
كانى بمسجدكم كجؤجؤ سفينة قد بعث اللَّه عليها العذاب من فوقها و من تحتها و غرق من فى ضمنها .
« گويا مىبينم عذاب خدا از آسمان و زمين بر شما فرود آمده و همه غرق شدهايد ، تنها قله بلند مسجدتان همچون سينه كشتى در روى آب نمايان است » ! در روايات ديگرى كه در كتب علماى اهل سنت و شيعه نقل شده ، پيشگوييهاى متعددى از آن حضرت ع نسبت به حوادث آينده آمده است ، مانند آنچه به « حجر بن قيس » فرمود كه تو را بعد از من مجبور به لعن مىكنند ( 3 ) .
و آنچه در باره « مروان » فرمود كه او پرچم ضلالت را بعد از پيرى به دوش خواهد كشيد ( 4 ) .
و آنچه « كميل بن زياد » به « حجاج » گفت كه « امير مؤمنان على ع به من خبر داده كه تو قاتل منى » ( 5 ) .
و آنچه در باره خوارج نهروان فرمود كه در جنگ با آنها از گروه ما ،
هامش
( 1 ) شرح اين ماجرا و مدرك آن در همين جلد در تفسير سوره « ممتحنه » آمده است .
( 2 ) « كامل ابن اثير » جلد 2 صفحه 237 ( ماجراى غزوه موته ) .
( 3 ) « مستدرك الصحيحين » جلد 2 صفحه 358 .
( 4 ) « طبقات ابن سعد » جلد 5 صفحه 30 .
( 5 ) الاصابة ابن حجر « جلد 5 قسم 3 صفحه 325 .