از سوى ديگر آياتى از قرآن كه مشتمل بر خبرهاى غيبى است نيز كم نيست ، مانند آيه دوم تا چهارم سوره روم : غُلِبَتِ الرُّومُ فِي أَدْنَى الأَرْضِ وَهُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ فِي بِضْعِ سِنِينَ : « روميان مغلوب شدند ، و اين شكست در سرزمين نزديك واقع شد ، اما آنها بعد از اين مغلوبيت به زودى غالب خواهند شد در عرض چند سال » و آيه 85 سوره قصص كه مىگويد : إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ آن كس كه قرآن را بر تو فرض كرد تو را به جايگاهت ( مكه ) بازمىگرداند « و آيه 27 فتح كه مىگويد : لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ إِنْ شاءَ اللَّه آمِنِينَ :
« شما به خواست خدا مسلما وارد مسجد الحرام مىشويد در نهايت امنيت » و مانند اين آيات :
اصولا وحى آسمانى كه بر پيامبران نازل مىشود نوعى غيب است كه در اختيار آنان قرار مىگيرد ، چگونه مىتوان گفت آنها آگاهى از غيب ندارند در حالى كه وحى بر آنان نازل مىشود .
از همه اينها گذشته ، روايات زيادى داريم كه نشان مىدهد پيامبر ص و امامان معصوم ع اجمالا آگاهى از غيب داشتند ، و گاه از آن خبر مىدادند . مثلا در داستان فتح مكه و ماجراى « حاطب بن ابى بلتعه » كه نامه اى به مردم مكه نوشت و به دست زنى بنام « ساره » داد ، تا به مشركان مكه برساند ، و آنها را از حمله قريب الوقوع لشكر اسلام آگاه سازد ، و آن زن نامه را در ميان گيسوان خود پنهان كرد ، و به سوى مكه حركت نمود ، پيامبر ص على ع و بعضى ديگر از مسلمانان را به سراغ او فرستاد ، و فرمود : در منزلگاهى كه نامش روضه « خاخ » است به چنين زنى برخورد مىكنيد كه نامه اى از « حاطب » به مشركان مكه دارد ، نامه را از او بگيريد ، و آنها آمدند و او را يافتند ، او در آغاز شديدا انكار
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 144
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٤٤