( * ( عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِه أَحَداً ) * ) ( 1 ) سپس به عنوان يك استثنا از اين مساله كلى مىافزايد : « مگر رسولى كه او را برگزيده ، و از آنان راضى شده » ( * ( إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ ) * ) به او آنچه را بخواهد از علم غيب مىآموزد ، و از طريق وحى به او ابلاغ مىكند .
« سپس مراقبين و نگهبانانى از پيش رو و پشت سر همراه او مىفرستد » ( * ( فَإِنَّه يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْه وَمِنْ خَلْفِه رَصَداً ) * ) « رصد » در اصل معنى « مصدرى » دارد و به معنى آمادگى براى مراقبت از چيزى است ، و بر اسم « فاعل » و « مفعول » نيز اطلاق شده است ، و در مفرد و جمع هر دو به كار مىرود ، يعنى به يك فرد مراقب و نگهبان يا جمعيت مراقبين و نگهبانان هر دو اطلاق مىشود .
و منظور از آن در اينجا فرشتگانى است كه خداوند بعد از نزول وحى به آنها دستور مىدهد پيامبرش را از هر سو احاطه كنند ، و از شر شياطين جن و انس و وسوسههاى آنها و آنچه اصالت وحى را خدشه دار مىكند ، محافظت و پاسدارى نمايند ، تا پيام الهى بىكم و زياد و بدون كمترين خدشه اى به بندگان ابلاغ گردد .
و اين خود يكى از دلائل معصوم بودن پيامبران است كه با نيروهاى غيبى و امدادهاى الهى ، و مراقبت فرشتگان او ، از لغزشها و خطاها مصون و محفوظند .
هامش
( 1 ) « * ( عالِمُ الْغَيْبِ ) * » خبر براى مبتداى محذوفى است ، و در تقدير « هو العالم الغيب » مىباشد ، و بعضى آن را صفت ، يا بدل ، براى « ربى » در آيه قبل دانستهاند .