و مىگفت : علم آن مخصوص خدا است .
در حديثى آمده است كه روزى « جبرئيل » در صورت يك عرب بيابانى در برابر پيامبر ص ظاهر شد ، و از جمله سؤالاتى كه از آن حضرت نمود اين بود كه گفت : اخبرنى عن الساعة : « به من بگو كى قيامت برپا مىشود » ؟ ! پيامبر ص فرمود : ما المسئول عنها به اعلم من السائل « كسى كه از او سؤال مىكنى ( در اين مساله ) آگاه تر از سؤال كننده نيست » ! بار ديگر آن مرد عرب با صداى بلند گفت : يا محمد ( ص ) ! متى الساعة :
« اى محمد ! قيامت كى خواهد آمد » ؟
پيامبر ص فرمود : ويحك انها كائنة فما اعددت لها ؟ ! : « واى بر تو قيامت مىآيد ، بگو . ببينم چه چيز براى آن فراهم كرده اى » ؟ ! اعرابى گفت من نماز و روزه بسيارى فراهم نكردهام ، ولى خدا و رسولش را دوست دارم .
پيامبر ص فرمود : فانت مع من احببت : « پس تو با كسى خواهى بود كه دوستش دارى » ! « آنس » يكى از ياران پيامبر ص مىگويد : فما فرح المسلمون بشىء فرحهم بهذا الحديث : « مسلمانان از هيچ سخنى مانند اين سخن خوشحال نشدند » ( 1 ) .
سپس در ادامه اين بحث يك قاعده كلى را در مورد علم غيب بيان مىدارد و مىفرمايد : « عالم الغيب خدا است او هيچكس را بر اسرار غيبش آگاه نمىسازد »
هامش
( 1 ) « تفسير المراغى » جلد 29 صفحه 105 ،