پيامبر ص داشتند و از او تقاضاى كارهاى خدايى مىكردند پايان مىدهد ، و ثابت مىكند كه توسل و شفاعت نيز به اذن خدا است .
« ملتحد » به معنى پناهگاه مطمئن است ، و در اصل از ماده « لحد » ( بر وزن مهد ) به معنى حفره اى است كه در كنار قرار گرفته باشد ، شبيه آنچه براى مردگان در عمق قبر كنده مىشود كه در يك سوى عمق قبر مقدارى پيشروى به يك طرف مىكنند ، و جسم مرده را در آن مىگذارند ، تا خاك به روى او ريخته نشود ، و از آسيب جانوران نيز محفوظتر بماند ، سپس به هر مكان و پناهگاه مطمئن ديگرى اطلاق شده است .
همانگونه كه در آيات گذشته نيز اشاره كرديم منظور از اين تعبيرات اين است كه پيامبر ص در برابر خداوند و به طور مستقل هيچ نقشى ندارد ، در عين حال مىتواند از خدا تقاضاى حل مشكلات براى مردم كند ، و يا تقاضاى هدايت براى افراد شايسته بنمايد و اين عين توحيد است نه شرك .
قابل توجه اينكه : در اين آيات در مقابل « ضر » ( زيان ) « رشد » ( هدايت ) قرار داده شده ، اشاره به اينكه سود و نفع حقيقى در هدايت است ، همانگونه كه در سخنان جن در آيات گذشته در برابر « شر » ، « رشد » قرار گرفته بود ، و اين هر دو با يكديگر هماهنگ است .
در آيه بعد مىافزايد : « تنها وظيفه من ابلاغ از سوى خدا و رساندن رسالتهاى او است » ( * ( إِلَّا بَلاغاً مِنَ اللَّه وَرِسالاتِه ) * ) ( 1 ) .
اين تعبير شبيه چيزى است كه در آيات قرآن كرارا به آن اشاره شده ،
هامش
( 1 ) از آنجا كه « بلاغ » تنها با « عن » متعدى مىشود بعضى در اينجا « من » را به معنى « عن » و بعضى كلمه « كائنا » را در تقدير گرفتهاند ( الا بلاغا كائنا من اللَّه ) .