تفسير : بگو : من مالك سود و زيان كسى نيستم
در اين آيات براى تحكيم پايههاى توحيد ، و نفى هر گونه شرك كه در آيات قبل به آن اشاره شده بود نخست به پيامبر ص دستور مىدهد : « بگو من تنها پروردگارم را مىخوانم و فقط او را عبادت مىكنم ، و هيچكس را شريك او قرار نمىدهم » ( * ( قُلْ إِنَّما أَدْعُوا رَبِّي وَلا أُشْرِكُ بِه أَحَداً ) * ) .
سپس دستور مىدهد : « بگو من مالك زيان و سودى براى شما نيستم و هدايت به دست ديگرى است » ( * ( قُلْ إِنِّي لا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلا رَشَداً ) * ) .
و باز اضافه مىكند : « بگو اگر من نيز بر خلاف فرمان حق رفتار كنم هيچكس مرا در برابر او پناه نمىدهد ، و ملجا و پناهگاهى جز او نمىيابم » ( * ( قُلْ إِنِّي لَنْ يُجِيرَنِي مِنَ اللَّه أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِه مُلْتَحَداً ) * ) ( 1 ) .
به اين ترتيب نه كسى مىتواند به من پناه دهد نه چيزى مىتواند پناهگاه واقع شود اين سخنان از يك سو اعتراف به عبوديت كامل در پيشگاه خداوند است ، و از سوى ديگر هر گونه « غلو » را در مورد پيامبر ص نفى مىكند ، و از سوى سوم نشان مىدهد كه نه تنها از بتها كارى ساخته نيست كه شخص پيامبر ص نيز با آن همه عظمت ملجا و پناه مستقلى در برابر عذاب خدا نمىتواند باشد ، و از سوى چهارم به بهانه جوئيها و انتظارات بىموردى كه افراد لجوج در برابر
هامش
( 1 ) بعضى براى اين آيه شان نزولى ذكر كردهاند و آن اينكه كفار قريش به پيامبر ( ص ) گفتند از دين خود بر گرد تا به تو پناه دهيم آيه فوق نازل شد و به آنها پاسخ داد ( تفسير ابو الفتوح رازى جلد 11 صفحه 293 ) .