كردند و لذا در پايان آيه مىافزايد : « هنگامى كه او ( احمد ) با معجزات و دلائل روشن به سراغ آنها آمد گفتند : اين سحرى است آشكار » ! ( * ( فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَيِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبِينٌ ) * ) .
عجب اينكه : طايفه يهود ، قبل از مشركان عرب ، اين پيامبر ص را شناخته بودند و حتى براى شوق ديدار او ترك وطن نموده ، و طوائفى از آنها در سرزمين مدينه ساكن شدند ، اما با اينهمه بسيارى از بتپرستان ، سرانجام اين پيامبر موعود را شناخته و ايمان آوردند ولى بسيارى از يهود بر لجاج و عناد و انكار باقى ماندند .
گروهى از مفسران ضمير در * ( فَلَمَّا جاءَهُمْ ) * را به پيامبر اسلام ( احمد ) همانگونه كه در بالا آورديم ، برگرداندهاند ، ولى بعضى معتقدند كه ضمير به حضرت عيسى ع برمىگردد ، يعنى هنگامى كه عيسى ع معجزات روشن را براى بنى اسرائيل آورد آن را انكار كرده ، سحرش خواندند .
ولى آيات بعد نشان مىدهد كه تفسير اول صحيحتر است ، چرا كه در اين آيات تكيه روى اسلام و پيامبر اسلام ص شده است .
نكتهها :
1 - رابطه بشارت و تكامل دين
تعبير « بشارت » در مورد خبر دادن مسيح ع از ظهور اسلام اشاره لطيفى به تكامل اين آئين نسبت به آئينهاى پيشين است ، بررسى آيات قرآن و مقايسه معارف و تعليمات اسلام در زمينه عقائد ، احكام ، قوانين و مسائل اخلاقى و اجتماعى با آنچه در كتب عهدين ( تورات و انجيل ) آمده است اين برترى را به وضوح نشان مىدهد .
گرچه در آيه فوق ذكرى از اين سخن به ميان نيامده كه اين بشارت