مىفرمايد : « آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است ، همه تسبيح خدا مىگويند » ( * ( سَبَّحَ لِلَّه ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ ) * ) ( 1 ) .
چرا تسبيح او نگويند و از هر عيب و نقصى منزهش نشمرند با اينكه « او قادرى است شكستناپذير ، و حكيمى است آگاه از همه چيز » ( * ( وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ) * ) .
چنان كه قبلا نيز گفتيم اين سوره ، سوره ايمان و توحيد و معرفت است ، توجه به مساله تسبيح عمومى موجودات كه با زبان حال و قال صورت مىگيرد ، و نظام شگفتانگيز حاكم بر آنها كه بهترين دليل بر وجود خالق عزيز و حكيم است پايههاى ايمان را در قلوب مستحكم مىسازد ، و راه را براى فرمان جهاد استوار مىكند .
سپس به عنوان ملامت و سرزنش از كسانى كه به گفتههاى خود عمل نمىكنند ، مىفرمايد « اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! چرا سخنى مىگوئيد كه عمل نمىكنيد » ؟ ! ( * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ ) * ) ( 2 ) .
گرچه مطابق شان نزول ، اين آيات در مورد گفتگوهاى جهاد ، و سپس فرار در روز جنگ احد نازل شده ، ولى مىدانيم هيچگاه شان نزولها مفهوم گسترده آيات را محدود نمىكند ، بنا بر اين هر گونه گفتار بىعمل درخور سرزنش و ملامت است ، خواه در رابطه با پايمردى در ميدان جهاد باشد ، و يا
هامش
( 1 ) در باره كيفيت تسبيح عمومى موجودات جهان ، بارها در اين تفسير سخن گفتهايم ، از جمله ذيل آيه 44 اسراء ( تفسير نمونه 12 صفحه 133 ) و ذيل آيه 41 نور ( جلد 14 صفحه 497 ) .
( 2 ) « لم » در اصل « لما » بوده ( مركب از لام جاره و ماء استفهاميه ) سپس الف آن به خاطر كثرت استعمال و يا تفاوت ميان « اخبار » و « استفهام » افتاده است .