46 - سپس رگ قلبش را قطع مىكرديم ! 47 - و احدى از شما نمىتوانست مانع شود و از او حمايت كند .
48 - اين مسلما تذكرى است براى پرهيزگاران .
49 - و ما مىدانيم كه بعضى از شما آن را تكذيب مىكنيد .
50 - و اين مايه حسرت كافران است .
51 - و آن يقين خالص است .
52 - حال كه چنين است بنام پروردگار بزرگت تسبيح گو .
تفسير : اگر او دروغ بر ما مىبست مهلتش نمىداديم !
در ادامه بحثهاى مربوط به قرآن ، در اين آيات به ذكر دليل روشنى بر اصالت آن پرداخته ، مىفرمايد : « اگر او سخنى دروغ بر ما مىبست . . . »
( * ( وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الأَقاوِيلِ ) * ) .
« ما او را با قدرت مىگرفتيم » ( * ( لأَخَذْنا مِنْه بِالْيَمِينِ ) * ) .
« سپس رگ قلبش را قطع مىكرديم » ! ( * ( ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْه الْوَتِينَ ) * ) .
« و احدى از شما نمىتوانست از اين كار مانع گردد و از او حمايت كند » ( * ( فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْه حاجِزِينَ ) * ) ( 1 ) « اقاويل » جمع « اقوال » و « اقوال » نيز به نوبه خود جمع « قول » است ،
هامش
( 1 ) « من » در * ( « مِنْ أَحَدٍ ) * » زائده و براى تاكيد است .