بنا بر اين « اقاويل » جمع است و منظور از آن در اينجا سخنان دروغين است .
« تقول » از ماده « تقول » ( بر وزن تكلف ) به معنى سخنانى است كه انسان از خود ساخته و حقيقتى ندارد .
جمله « * ( لأَخَذْنا مِنْه بِالْيَمِينِ ) * » ( ما او را با دست راست مىگرفتيم و مجازات مىكرديم ، زيرا انسان كارهايى را كه با دست راست انجام مىدهد از قدرت بيشترى برخوردار است ، و به اين ترتيب « يمين » كنايه از قدرت است ( 1 ) .
بعضى از مفسران احتمالات ديگرى در تفسير اين آيه دادهاند كه چون نامانوس و ناموزون بود از آن صرفنظر كرديم .
« وتين » به معنى « رگ قلب » يعنى شاهرگى است كه خون را به تمام اعضا مىرساند و اگر قطع شود مرگ انسان فورا و بدون يك لحظه تاخير فرامىرسد ، و اين سريعترين مجازاتى است كه در مورد يك نفر ممكن است انجام گيرد .
بعضى نيز آن را به رگى كه قلب به آن آويزان است ، يا رگى كه خون را به كبد مىرساند ، يا رگ نخاع كه در وسط ستون فقرات قرار گرفته ، تفسير كردهاند ولى تفسير اول از همه صحيحتر به نظر مىرسد .
« حاجزين » جمع « حاجز » به معنى مانع است در اينجا سؤالى پيش مىآيد و آن اينكه اگر هر كس دروغ بر خدا ببندد خداوند فورا او را مجازات و هلاك كند بايد مدعيان دروغين نبوت همگى به سرعت نابود شوند ، در حالى كه چنين نيست ، و بسيارى از آنها ساليان دراز زنده ماندهاند ، و حتى آئين باطل آنها بعد از آنها نيز باقى مانده .
هامش
( 1 ) « من » در جمله بالا زائده است و براى تاكيد است و در تقدير چنين است « لاخذناه باليمين » .