به دست راستشان داده مىشود ، و با افتخار و مباهات اهل محشر را صدا مىزنند دعوت به قرائت اعمال خود مىكنند ، سپس در بهشت جاويدان جاى مىگيرند .
ولى آيات مورد بحث درست به نقطه مقابل آنها يعنى « أَصْحابُ الشِّمالِ » پرداخته ، و در يك مقايسه وضع آن دو را كاملا روشن مىسازد نخست مىفرمايد :
« اما كسى كه نامه عملش به دست چپش داده شده ، مىگويد : اى كاش هرگز نامه اعمالم به من داده نمىشد » ! ( * ( وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَه بِشِمالِه فَيَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتابِيَه ) * ) ( 1 ) .
« و اى كاش از حساب خود هرگز خبردار نمىشدم » ! ( * ( وَلَمْ أَدْرِ ما حِسابِيَه ) * ) .
« و اى كاش مرگ من فرا مىرسيد و به اين زندگى حسرتبار پايان مىداد » ! ( * ( يا لَيْتَها كانَتِ الْقاضِيَةَ ) * ) ( 2 ) .
آرى در آن دادگاه بزرگ ، در آن « يوم البروز » و « يوم الظهور » هنگامى كه تمام قبايح اعمال خود را برملا مىبيند ، فريادش بلند مىشود ، و پى در پى آه سوزان از دل مىكشد ، آهى حسرتبار ، و ناله اى شرربار دارد ،
هامش
( 1 ) « ها » در « كتابيه » و همچنين « حسابيه و ماليه و سلطانيه » كه در آيات بعد مىآيد « هاء سكت » يا « استراحت » است : و چنانچه گفتيم معنى خاصى ندارد بلكه يك نوع وقف زيبا در اين گونه كلمات محسوب مىشود ، و تناسبى با وضع حالات و روحيه كسانى كه اين سخن را مىگويند دارد ( دقت كنيد ) .
( 2 ) جمله « * ( كانَتِ الْقاضِيَةَ ) * » محذوفى دارد و در تقدير چنين است ( كانت هذه الحالة القاضية ) .