دريافت مىدارند و مىنويسند و به يكديگر مىدهند ، و از اين طريق امتياز خود را بر مسلمين و يا لا اقل مساواتشان را با آنها دريافتهاند .
مسلما آنها دليلى بر چنين ادعايى نيز نداشتند ، و اين جمله معنى استفهام انكارى را دارد ، و اينكه بعضى احتمال دادهاند منظور از غيب لوح محفوظ است ، و مراد از نوشتن ، تقدير و قضا بوده باشد ، بسيار بعيد به نظر مىرسد ، چرا كه آنها هرگز ادعا نداشتند كه امر قضا و قدر و لوح محفوظ به دست آنها است .
و از آنجا كه سرسختى و بىمنطقى مشركان و دشمنان اسلام گاه چنان قلب پيامبر ص را مىفشرد كه امكان داشت در مورد آنها نفرين كند ، خداوند در آيه بعد پيامبرش را دلدارى داده ، و امر به صبر و شكيبايى مىكند ، مىفرمايد :
« صبر كن و منتظر فرمان پروردگارت باش » ( * ( فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ ) * ) .
منتظر باش تا خداوند وسائل پيروزى تو و يارانت و شكست دشمنانت را فراهم سازد ، هرگز براى عذاب آنها عجله مكن ، و بدان اين مهلتها كه به آنها داده مىشود يك نوع عذاب استدراج است .
بنا بر اين منظور از « * ( لِحُكْمِ رَبِّكَ ) * » فرمان نهايى خدا در باره پيروزى مسلمين است ، ولى بعضى گفتهاند : منظور اين است كه در طريق ابلاغ احكام پروردگار صبر و استقامت داشته باش .
اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور اين است چون پروردگارت حكم كرده صابر باش ( 1 ) .
ولى تفسير اول مناسبتر است .
سپس مىافزايد : « و مانند صاحب داستان ماهى ( يونس ) نباش كه براى
هامش
( 1 ) و در اين صورت لام در « لحكم ربك » لام تعليل است .