كردهاند ، ولى اين معنى بسيار بعيد به نظر مىرسد ، چرا كه ارتباطى ميان سن و گفتن چنين سخن پرمحتوايى نيست ، ارتباط ميان عقل و خرد و چنين سخنانى است .
تعبير به « * ( لَوْ لا تُسَبِّحُونَ ) * » ( چرا تسبيح خدا نمىگوئيد ؟ ) از اين جهت است كه ريشه همه اعمال نيك ايمان و معرفة اللَّه و تسبيح و تنزيه خدا است .
بعضى نيز تسبيح را در اينجا به معنى شكر نعمت كردهاند كه لازمه آن بهره مند ساختن محرومان است ، ولى اين دو تفسير منافاتى با هم ندارد ، و در مفهوم آيه جمع است .
و اما تسبيح آنها قبل از اعتراف به گناه ممكن است از اين جهت باشد كه مىخواهند « خدا » را در مورد اين بلاى عظيمى كه بر باغشان فرود آمد و نابودش كرد از هر گونه ظلم و ستمى منزه شمرند ، و بگويند خداوندا ! اين ما بوديم كه بر خود و ديگران ستم كرديم و مستحق چنين عذاب دردناكى شديم ، اما كار تو عين عدالت و حكمت بود .
در بعضى ديگر از آيات قرآن نيز قبل از اقرار به ظلم همين تسبيح ديده مىشود ، چنان كه در داستان يونس ع مىخوانيم : موقعى كه در شكم آن ماهى عظيم قرار گرفت گفت : « لا إِله إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ » .
« معبودى جز تو نيست ، منزهى ، من از ظالمان و ستمگران بودم » ( انبياء 87 ) .
البته ظلم در مورد اين پيامبر بزرگ به معنى ترك اولى است چنان كه در تفسير همين آيه در جلد 13 گفتهايم .
ولى مطلب به اينجا خاتمه نيافت « آنها رو به هم كردند و شروع به ملامت و سرزنش يكديگر نمودند » ( * ( فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَلاوَمُونَ ) * ) .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 401
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٠١