در آيه بعد ، شرح بيشترى پيرامون اين ماجرا داده ، مىفرمايد : « به خاطر بياوريد هنگامى را كه پيامبر ص يكى از رازهاى خود را به بعضى از همسرانش گفت ، ولى او رازدارى نكرد و به ديگران خبر داد ، و خداوند پيامبرش را از اين افشاى » سر « آگاه ساخت ، او قسمتى از آن را براى همسرش بازگو كرد و از قسمت ديگرى خوددارى نمود » ( * ( وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِه حَدِيثاً فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِه وَأَظْهَرَه اللَّه عَلَيْه عَرَّفَ بَعْضَه وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ ) * ) .
اين چه رازى بود كه پيامبر ص به بعضى از همسران خود گفت كه او رازدارى نكرد ؟ ، مطابق آنچه در شان نزول گفتيم و اين راز مشتمل بر دو مطلب بود : يكى نوشيدن عسل نزد همسرش زينب بنت جحش ، و ديگرش تحريم نوشيدن آن بر خود در آينده بود ، و منظور از همسر غير رازدارش در اين آيه « حفصه » بود ، كه او اين سخن را شنيد و به « عايشه » بازگو كرد .
پيامبر ص چون از طريق وحى ، از اين افشاى راز ، آگاه شده بود ، قسمتى از آن را به « حفصه » فرمود ، و براى آنكه او زياده شرمنده و خجل نشود از ذكر قسمت ديگرى خوددارى كرد ( ممكن است قسمت اول ، اصل نوشيدن عسل باشد و قسمت دوم تحريم آن بر خويشتن ) .
به هر حال « هنگامى كه پيامبر ص اين افشاى » سر « را به او ( حفصه ) خبر داد او گفت : چه كسى تو را از اين موضوع آگاه كرد » ؟ ( * ( فَلَمَّا نَبَّأَها بِه قالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هذا ) * ) .
« گفت : خداوند دانا و آگاه مرا با خبر ساخت » ( * ( قالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ ) * ) .
از مجموع اين آيه برمىآيد كه بعضى از همسران پيامبر ص نه تنها او را با سخنان خود ناراحت مىكردند ، بلكه مساله رازدارى كه از مهمترين
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 275
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٧٥