نقل شده ، و در آن حديث آمده است كه عمر مىگويد : بعد از اين ماجرا آگاه شدم كه پيامبر ص از تمام همسرانش كناره گيرى كرده ، و در محلى بنام « مشربه ام ابراهيم » اقامت گزيده ، خدمتش رسيدم ، و عرض كردم : اى رسول خدا ! آيا همسرانت را طلاق گفتى ؟ فرمود : نه ، گفتم : اللَّه اكبر ، ما جمعيت قريش پيوسته بر زنانمان مسلط بوديم ، اما هنگامى كه به مدينه آمديم جمعى را ديديم كه زنانشان بر آنان مسلطند زنان ما نيز از آنها ياد گرفتند ! روزى ديدم همسرم با من مشاجره مىكند ، من اين عمل او را عجيب و زشت شمردم ، گفت : چرا تعجب مىكنى ؟ به خدا همسران پيامبر ص هم با پيامبر ص چنين مىكنند ! حتى گاه از او قهر مىنمايند ، و من به دخترم حفصه سفارش كردم كه هرگز چنين كارى را نكند و گفتم اگر همسايه ات ( منظور عايشه است ) چنين مىكند تو نكن ، زيرا شرائط او با تو متفاوت است ( 1 ) .
در باره « صالح المؤمنين » بحثى داريم كه در نكات به خواست خدا خواهد آمد .
در آخرين آيه مورد بحث خداوند روى سخن را به تمام زنان پيامبر ص كرده ، با لحنى كه خالى از تهديد نيست مىفرمايد : « هر گاه او شما را طلاق گويد اميد مىرود كه پروردگار به جاى شما همسرانى بهتر براى او قرار دهد همسرانى مسلمان ، مؤمن ، متواضع ، توبه كار ، عبادت كننده و مطيع فرمان خدا زنانى غير باكره و باكره » ( * ( عَسى رَبُّه إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَه أَزْواجاً خَيْراً مِنْكُنَّ مُسْلِماتٍ مُؤْمِناتٍ قانِتاتٍ تائِباتٍ عابِداتٍ سائِحاتٍ ثَيِّباتٍ وَأَبْكاراً ) * ) .
به اين ترتيب به آنها هشدار مىدهد تصور نكنند كه پيامبر هرگز آنها را
هامش
( 1 ) « در المنثور » جلد 6 صفحه 243 ( با تلخيص ) .