ناگفته پيدا است كه امر به « انتشار در زمين » و « طلب روزى » امر وجوبى نيست ، بلكه به اصطلاح « امر بعد از حظر » و نهى است ، و دليل بر جواز مىباشد ، ولى بعضى از اين تعبير چنين استفاده كردهاند كه تحصيل روزى بعد از نماز جمعه مطلوبيت و بركتى دارد ، و در حديثى آمده است كه پيامبر بعد از نماز جمعه سرى به بازار مىزد .
جمله « * ( وَاذْكُرُوا اللَّه كَثِيراً ) * » اشاره به ياد خدا است در برابر آن همه نعمتهايى كه به انسان ارزانى داشته ، و بعضى « ذكر » را در اينجا به معنى « فكر » تفسير كردهاند ، آن چنان كه در حديث آمده
تفكر ساعة خير من عبادة سنة :
« يك ساعت انديشيدن از يك سال عبادت بهتر است » ( 1 ) .
بعضى نيز آن را به مساله توجه به خدا در بازارها و به هنگام معاملات و عدم انحراف از اصول حق و عدالت تفسير كردهاند .
ولى روشن است كه آيه مفهوم گسترده اى دارد كه همه اينها را در بر مىگيرد ، اين نيز مسلم است كه روح « ذكر » « فكر » است ، و ذكر بىفكر لقلقه زبانى بيش نيست ، و آنچه مايه فلاح و رستگارى است همان ذكر آميخته با تفكر در جميع حالات است .
اصولا ادامه « ذكر » سبب مىشود كه ياد خدا در اعماق جان انسان رسوخ كند و ريشههاى غفلت و بيخبرى را كه عامل اصلى هر گونه گناه است بسوزاند ، و انسان را در مسير فلاح و رستگارى قرار دهد و حقيقت « * ( لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ) * » حاصل گردد .
در آخرين آيه مورد بحث كسانى كه پيغمبر اكرم ص را به هنگام نماز جمعه رها كردند و براى خريد از قافله تازه وارد به بازار شتافتند شديدا مورد
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » جلد 10 صفحه 289 .