حقيقت اين است كه جمع ميان اين دو اصل ( توحيد و عدل ) نياز به دقت و ظرافت خاصى دارد ، اگر توحيد را به اين معنى تفسير كنيم كه خالق همه چيز حتى اعمال ما خداست ، بطورى كه ما هيچ اختيارى نداريم « عدل » خدا را انكار كردهايم ، چرا كه گنهكاران را مجبور بر معاصى ساخته و سپس آنها را مجازات مىكند .
و اگر عدل را به اين معنى تفسير كنيم كه خدا هيچ دخالتى در اعمال ما ندارد او را از حكومتش خارج ساختهايم و در دره « شرك » سقوط كردهايم .
« امر بين الامرين » كه ايمان خالص و صراط مستقيم و خط ميانه است اين است كه معتقد باشيم ما مختاريم ولى مختار بودنمان نيز به اراده خدا است و هر لحظه بخواهد مىتواند از ما سلب اختيار نمايد و اين همان مكتب اهل بيت ع است .
قابل توجه اين كه در ذيل آيات مورد بحث روايات متعددى در مذمت از اين دو گروه در كتب تفسير اهل سنت و شيعه وارد شده است :
از جمله در حديثى مىخوانيم كه پيغمبر اكرم فرمود « صنفان من امتى ليس لهم فى الاسلام نصيب : المرجئة و القدرية ، انزلت فيهم آية فى كتاب اللَّه ، * ( إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلالٍ وَسُعُرٍ ) * . . . » : « دو گروه از امتم هستند كه سهمى در اسلام ندارند ! جبرىها ، و قدرىها و در باره اينها آيه * ( إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلالٍ وَسُعُرٍ ) * . . . « گنهكاران در گمراهى و جنون و شعلههاى آتشاند . . . « نازل شده » ( 1 ) .
« مرجئه » از ماده « ارجاء » به معنى تاخير انداختن است و اين اصطلاحى است كه در مورد جبريون به كار مىرود چرا كه آنها اوامر الهى را ناديده
هامش
( 1 ) در تفسير روح المعانى اين حديث را از بخارى ، ترمذى ، ابن ماجه ، ابن عدى ، و ابن مردويه از ابن عباس نقل كرده است جلد 27 صفحه 81 - نظير همين حديث را قرطبى در تفسيرش آورده است ( جلد 9 صفحه 6318 ) .