« صيحة » در اينجا به معنى صداى عظيمى است كه از آسمان برمىخيزد ، و ممكن است اشاره به صاعقه وحشتزايى باشد كه بر فراز شهر آنها در گرفت ، چنان كه در آيه 13 سوره فصلت آمده است فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَثَمُودَ : « اگر آنها سرپيچى كنند به آنها بگو شما را صاعقه اى همچون صاعقه عاد و ثمود انذار مىكنم » ! « هشيم » از ماده « هشم » ( بر وزن خشم ) در اصل به معنى شكستن اشياء سست است ، مانند گياهان ، لذا به گياهان خرد شده كه صاحبان گوسفندان براى آنها مىكوبند و آماده مىكنند هشيم گفته مىشود ، و گاه به گياهان خشكى تفسير شده كه زير دست و پاى حيوانات در آغل كوبيده مىشود .
« محتظر » در اصل از ماده « حظر » ( بر وزن مغز ) به معنى « منع » است ، و لذا آغلى را كه براى گوسفندان و حيوانات درست مىكنند كه مانع خروج آنها يا حمله حيوانات وحشى گردد « حظيره » مىنامند ، و « محتظر » ( بر وزن محتسب ) شخصى است كه صاحب چنين مكانى است .
تعبيرى كه در اين آيه در باره عذاب قوم ثمود آمده است بسيار عجيب و پر معنى است ، چرا كه خداوند براى نابودى اين قوم سركش هرگز لشكريانى از آسمان و زمين نفرستاد ، تنها با يك صيحه آسمانى ، يك صاعقه گوشخراش ، يك موج عظيم انفجار ، كه همه چيز را در مسير خود در شعاع وسيعى در هم كوبيد و خرد كرد كار آنها را ساخت ! قصرها و خانههاى آباد آنها همچون « حظيره » گوسفندان شد ، و اجساد بيجان و در هم شكسته آنها به صورت گياه خشك كوبيده اى كه زير دست و پاى گوسفندان مىريزند درآمد .
درك اين معنى براى گذشتگان مشكل بود ، اما براى ما كه امروز از تاثير امواج ناشى از انفجار آگاه هستيم كه چگونه همه چيز را در مسير خود متلاشى
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 57
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٧