و شكيبايى پيشه كن « ( * ( إِنَّا مُرْسِلُوا النَّاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ ) * ) .
« ناقه » همان شتر ماده اى كه به عنوان معجزه صالح فرستاده شد مسلما يك ناقه معمولى نبود ، بلكه داراى ويژگيهاى خارقالعاده اى بود ، از جمله اينكه طبق روايت مشهورى اين ناقه از دل صخره اى از كوه برآمد ، تا معجزه گويايى در برابر منكران لجوج باشد .
« فتنه » چنان كه قبلا نيز گفتهايم به معنى بردن طلا در بوته و آتش براى روشن ساختن ميزان خلوص آن است ، سپس به هر گونه آزمايش و امتحان اطلاق شده .
روشن است كه قوم ثمود در اينجا در برابر آزمايش بزرگى قرار گرفتند ، لذا در آيه بعد مىافزايد : « به صالح گفتيم به آنها خبر ده كه آب قريه بايد در ميان آنها تقسيم شود ( يك روز از براى ناقه ، و يك روز براى اهل قريه ) و هر كدام از آنها در نوبت خود بايد حضور يابد و ديگر مزاحم او نشود » ( * ( وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْماءَ قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ ) * ) ( 1 ) .
گرچه قرآن در اين زمينه توضيحى بيش از اين نداده است ، ولى بسيارى از مفسران گفتهاند كه ناقه صالح روزى كه نوبت او بود تمام آب را مىنوشيد ، ولى بعضى ديگر گفتهاند وضع و هيئت آن طورى بود كه وقتى كنار آب مىآمد حيوانات ديگر فرار مىكردند و نزديك نمىشدند ، و لذا چاره اى جز اين نبود كه يك روز آب را در اختيار ناقه قرار دهند ، و روز ديگر را در اختيار خودشان .
هامش
( 1 ) « محتضر » اسم مفعول از ماده « حضور » است ، و « شرب » به معنى سهم و نوبت آب است ، بنا بر اين جمله « * ( كُلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ ) * » مفهومش اين است كه هر نوبتى صاحبش نزد آن حاضر مىشود و ديگرى حق حضور و مزاحمت را ندارد .