تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
به هر حال اين قوم در مضيقه آب قرار گرفتند و تحمل نداشتند كه يك روز تمام آب در اختيار « ناقه » باشد و يك روز در اختيار آنها ، مخصوصا طبق احتمالى كه بعضى از مفسران داده‌اند كه آب در آبادى آنها خيلى كم بود ( هر چند اين معنى با آيات 146 تا 148 تناسب ندارد چرا كه از آن استفاده مىشود اين قوم در سرزمينى پر از باغها و چشمه‌ها زندگى مىكردند ) . به هر حال اين قوم سركش و خودخواه و لجوج تصميم گرفتند « ناقه » را از پاى درآورند ، در حالى كه « صالح » به آنها اخطار كرده بود كه اگر آزارى به ناقه برسانند در فاصله كوتاهى عذاب دامانشان را خواهد گرفت ، اما آنها بدون اعتنا به اين امر « يكى از ياران خود را صدا زدند ، و او به سراغ اين كار آمد ، و ناقه را پى كرد » ( * ( فَنادَوْا صاحِبَهُمْ فَتَعاطى فَعَقَرَ ) * ) . « صاحب » در اينجا ممكن است اشاره به يكى از رؤساى قوم عاد باشد ، و يكى از اشرار معروف آنها كه در تاريخ به عنوان « قدارة بن سالف » ( 1 ) از او ياد شده است . « تعاطى » در اصل به معنى برگرفتن چيزى يا به سراغ مطلبى رفتن است ، و نيز به انجام كارهاى مهم و خطرناك گفته مىشود ، يا انجام كارهاى پر زحمت ، و يا كارى كه در مقابل آن عطا و مزدى قرار داده شده است . همه اين تفسيرها در آيه مورد بحث جمع است چرا كه اقدام به كشتن ناقه جرات و جسارت زيادى لازم داشت ، و هم كارى پر زحمت بود ، و قاعدتا در برابر آن اجر و مزدى هم قرار داده بودند . « عقر » از ماده « عقر » ( بر وزن ظلم ) در اصل به معنى اساس و ريشه
هامش
( 1 ) قداره ( بر وزن مناره ) مردى بود زشت صورت و زشت سيرت و از شومترين افراد در تاريخ بود .