فعل ( رحمت ) كه ريشه همه افعال خداوندى است بحث مىكند .
در آيه دوم ، سخن از حاكميت او و شئون اين حاكميت است ، و صفاتى همچون « قدوس » و « سلام » و « مؤمن » و « جبار » و « متكبر » ، با توجه به معانى آنها كه در بالا ذكر كرديم همه از ويژگيهاى اين حاكميت مطلقه الهى است .
و در آخرين آيه از مساله خلقت و آنچه مربوط به آن است ، مانند نظم بندى و صورت بندى و قدرت و حكمت بحث مىكند .
و به اين ترتيب ، اين آيات دست پويندگان راه معرفت اللَّه را گرفته منزل به منزل پيش مىبرد ، از ذات پاك او شروع مىكند ، و بعد به عالم خلقت مىآورد ، و باز در اين سير الى اللَّه از مخلوق نيز به سوى خالق مىبرد ، قلب را مطهر اسماء و صفات الهى و مركز انواع ربانى مىكند و در لابلاى اين معارف و انوار ، او را مىسازد و تربيت مىنمايد شكوفههاى تقوا را بر شاخسار وجودش ظاهر ساخته و لايق قرب جوارش مىكند ، تا با تمام ذرات جهان همصدا شود ، و تسبيحگويان نغمه سبوح و قدوسى سر دهد .
لذا جاى تعجب نيست كه در روايات اسلامى اهميت فوق العاده اى به اين آيات داده شده كه در نكات به خواست خدا به آن اشاره مىشود .
نكتهها :
1 - نفوذ فوق العاده قرآن
تاثير قرآن ، در قلوب و افكار ، واقعيتى است انكار ناپذير ، و در طول تاريخ اسلام شواهد زيادى بر اين معنى ديده مىشود ، و عملا ثابت شده كه سختترين دلها با شنيدن آياتى چند ، آن چنان نرم مىشد كه يكباره خود را به اسلام مىسپرد ، تنها افراد لجوج و معاند از اين معنى مستثنى بودند ، آنهايى كه هيچ جايى براى هدايت در وجودشان نبود .