از آنچه گفتيم اين نكته روشن مىشود كه در ميان آيه اول و دوم كه در بالا ذكر كرديم تضادى وجود ندارد ، هر چند آيه اول ظاهرا « فىء » را در اختيار شخص پيامبر مىگذارد و در آيه دوم مصارف ششگانه اى براى آن ذكر مىكند ، زيرا اين مصارف ششگانه ذكر اولويتهايى است كه پيامبر ص در مورد اموالى كه در اختيار دارد بايد رعايت كند ، و به تعبير ديگر پيغمبر اكرم ص اينهمه ثروت را براى شخص خودش نمىخواهد بلكه به عنوان رهبر و رئيس حكومت اسلامى در هر موردى لازم است صرف مىكند .
اين نكته نيز قابل توجه است كه اين حق بعد از پيامبر ص به امامان معصوم ع و بعد از آنها به نواب آنها يعنى مجتهدان جامع الشرائط مىرسد ، چرا كه احكام اسلام تعطيل بردار نيست ، و حكومت اسلامى از مهمترين مسائلى است كه مسلمانان با آن سر و كار دارند و قسمتى از پايههاى اين حكومت بر مسائل اقتصادى نهاده شده است و بخشى از مسائل اقتصادى اصيل اسلامى همينها است .
2 - پاسخ به يك سؤال
در اينجا ممكن است اين سؤال مطرح شود كه چگونه خداوند دستور مىدهد كه همه مردم بدون استثنا آنچه را پيامبر ص مىگويد بى قيد و شرط بپذيرند ؟ ! .
ولى با توجه به اينكه ما پيامبر را معصوم مىدانيم ، و اين حق فقط براى او و جانشينان معصوم او است پاسخ سؤال روشن مىشود .