و در كتاب « كنز العمال » كه در حاشيه مسند احمد آمده در مساله صله رحم از « ابو سعيد خدرى » نقل شده هنگامى كه آيه فوق نازل شد پيامبر ص فاطمه ع را خواست و فرمود : يا فاطمه لك فدك : « اى فاطمه ! فدك از آن تو است » ( 1 ) .
حاكم نيشابورى نيز در تاريخش همين معنى را آورده است ( 2 ) .
ابن ابى الحديد نيز در شرح نهج البلاغه داستان فدك را به طور مشروح ذكر كرده ( 3 ) و همچنين كتب فراوان ديگر .
ولى بعد از پيامبر ص كسانى كه وجود اين قدرت اقتصادى را در دست همسر على ع مزاحم قدرت سياسى خود مىديدند و تصميم داشتند ياران على ع را از هر نظر منزوى كنند به بهانه حديث مجعول « نحن معاشر الانبياء لا نورث » آن را مصادره كردند ، و با اينكه فاطمه ع رسما متصرف آن بود و كسى از « ذو اليد » مطالبه شاهد و بينه نمىكند از او شاهد خواستند ، حضرت ع نيز اقامه شهود كرد كه پيغمبر ص شخصا فدك را به او بخشيده ، اما با اينهمه اعتنا نكردند ، در دورانهاى بعد هر يك از خلفا كه مىخواستند تمايلى به اهل بيت نشان دهند فدك را به آنها باز مىگرداندند ، اما چيزى نمىگذشت كه ديگرى آن را مجددا مصادره مىكرد ! و اين عمل بارها در زمان خلفاى « بنى اميه » و « بنى عباس » تكرار شد .
داستان فدك و حوادث گوناگونى كه در رابطه با آن در صدر اسلام و دورانهاى بعد روى داد از دردناكترين و غمانگيزترين و در عين حال عبرتانگيزترين فرازهاى تاريخ اسلام است كه مستقلا بايد مورد بحث و بررسى دقيق
هامش
( 1 ) كنز العمال جلد 2 صفحه 158 .
( 2 ) به كتاب فدك صفحه 49 مراجعه شود .
( 3 ) شرح ابن ابى الحديد جلد 16 صفحه 209 به بعد .