اما وقوع درگيرى مسلحانه از نظر تاريخى ثابت نيست ، محاصره نيز چندان به طول نيانجاميد ، بنا بر اين مىتوان گفت در حقيقت چيزى كه بتوان نام آن را نبرد گذاشت رخ نداد و خونى بر زمين ريخته نشد .
آيه بعد مصرف « فىء » را كه در آيه قبل آمده است به وضوح بيان مىكند و به صورت يك قاعده كلى مىفرمايد : « آنچه را خداوند از اهل اين آباديها به رسولش بازگردانده است از آن خدا ، و رسول ، و خويشاوندان او و يتيمان و مستمندان و در راه ماندگان است » ( * ( ما أَفاءَ اللَّه عَلى رَسُولِه مِنْ أَهْلِ الْقُرى فَلِلَّه وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبى وَالْيَتامى وَالْمَساكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ ) * ) .
يعنى اين همانند غنائم جنگهاى مسلحانه نيست كه تنها يك پنجم آن در اختيار پيامبر ص و ساير نيازمندان قرار گيرد ، و چهار پنجم از آن جنگجويان باشد .
و نيز اگر در آيه قبل گفته شد كه تمام آن متعلق به رسول خدا است مفهومش اين نيست كه تمام آن را در مصارف شخصى مصرف مىكند ، بلكه چون رئيس حكومت اسلامى ، و مخصوصا مدافع و حافظ حقوق نيازمندان است قسمت عمده را در مورد آنها صرف مىكند .
در اين آيه به طور كلى شش مصرف براى « فىء » ذكر شده :
1 - سهم خداوند ، بديهى است خداوند مالك همه چيز است ، و در عين حال به هيچ چيز نيازمند نيست ، و اين يك نوع نسبت تشريفى است تا گروههاى ديگر كه بعد از آن ذكر شدهاند هيچ نوع احساس حقارت نكنند و سهم خود را همرديف سهم خدا محسوب دارند ، و ذرهاى از شخصيت آنها در افكار عمومى
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 504
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٠٤