و رنج عائد جامعه اسلامى مىشود كه در فقه اسلامى به عنوان « فىء » ياد شده است .
مىفرمايد : « آنچه را خداوند به رسولش از آنها باز گرداند ، چيزى است كه شما براى تحصيل آن نه اسبى تاختيد ، و نه شترى ( * ( وَما أَفاءَ اللَّه عَلى رَسُولِه مِنْهُمْ فَما أَوْجَفْتُمْ عَلَيْه مِنْ خَيْلٍ وَلا رِكابٍ ) * ) ( 1 ) .
« افاء » از ماده « فىء » در اصل به معنى « رجوع و بازگشت » است ، و اينكه بر اين دسته از غنائم « فىء » ( بر وزن شىء ) اطلاق شده شايد به خاطر آن است كه خداوند تمام مواهب اين جهان را در اصل براى مؤمنان ، و قبل از همه براى پيغمبر گراميش كه اشرف كائنات و خلاصه موجودات است آفريده ، و افراد غير مؤمن و گنهكار در حقيقت غاصبان اين اموالند ( هر چند بر حسب قوانين شرعى يا عرفى مالك محسوب شوند ) هنگامى كه اين اموال به حاصبان حقيقى باز مىگردد شايسته عنوان « فىء » است .
« اوجفتم » از ماده « ايجاف » به معنى راندن سريع است كه معمولا در جنگها اتفاق مىافتد .
« خيل » به معنى اسبها است ( جمعى است كه مفرد از جنس خود ندارد ) ( 2 )
هامش
( 1 ) « ما » در « ما افاء اللَّه » « موصوله » است ، و « مبتدا » و « ما » در « فما اوجفتم عليه » نافيه است ، و مجموع اين جمله خبر است ، اين احتمال نيز داده شده كه اولين « ما » شرطيه و دومى با جمله بعد از آن جواب شرط است ( آمدن « فا » بر سر خبر در جايى كه شبيه شرط باشد بى مانع است ) .
( 2 ) « راغب » در « مفردات » مىگويد « خيل » در اصل از ماده « خيال » به معنى پندار و تصورات ذهنى است ، و « خيلاء » به معنى تكبر و خود برتر بينى است چرا كه از يك نوع تخيل فضيلت ناشى مىشود ، و از آنجا كه وقتى انسان بر اسب سوار مىشود غالبا يك نوع غرور و كبر احساس مىكند لفظ خيل بر اسب اطلاق شده است ، قابل توجه اينكه « خيل » هم به اسبها گفته مىشود هم به سواران .