است ( دوستى براى خدا و دشمنى براى خدا ) ( 1 ) .
و در حديثى از امام صادق ع مىخوانيم كه فرمود :
لا يمحض رجل الايمان باللَّه حتى يكون اللَّه احب اليه من نفسه و ابيه و امه و ولده و اهله و ماله و من الناس كلهم :
« هيچكس ايمانش به خدا خالص نمىشود مگر آن زمانى كه خداوند در نظرش محبوبتر از جانش و پدر و مادر و فرزند و خانواده و مالش و همه مردم باشد » ( 2 ) .
روايات در اين رابطه ، هم در جانب مثبت ( دوستى دوستان خدا ) و هم در طرف منفى ( دشمنى با دوستان خدا ) بسيار است كه ذكر همه آنها به طول مىانجامد ، بهتر است اين سخن را با حديث پر معناى ديگرى از امام باقر ع پايان دهيم ، فرمود :
اذا اردت ان تعلم ان فيك خيرا ، فانظر الى قلبك فان كان يحب اهل طاعة اللَّه عز و جل و يبغض اهل معصيته ففيك خير ، و اللَّه يحبك ، و اذا كان يبغض اهل طاعة اللَّه ، و يحب اهل معصيته ، ليس فيك خير ، و اللَّه يبغضك ، و المرء مع من احب :
« اگر بخواهى بدانى آدم خوبى هستى نگاهى به قلبت كن ، اگر اهل طاعت خدا را دوست دارى ، و اهل معصيتش را دشمن ، بدان آدم خوبى هستى ، و خدا تو را دوست دارد ، و اگر اهل طاعتش را دشمن دارى و اهل معصيتش را دوست ، چيزى در تو نيست ، و خدا تو را دشمن دارد ، و انسان هميشه با كسى است كه او را دوست دارد » ! ( 3 ) .
2 - پاداش « حب فى اللَّه » و « بغض فى اللَّه »
چنان كه در آيات فوق ديديم خداوند براى كسانى كه عشق او را بر همه چيز مقدم شمرند و هر علاقه اى را تحت الشعاع علاقه به او قرار دهند ، دوستان او را
هامش
( 1 و 2 ) سفينة البحار جلد 1 صفحه 201 .
( 3 ) همان مدرك .