غير او است از كار مىافتد ، چنان كه در آيه 166 بقره مىخوانيم : وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الأَسْبابُ « دست آنها از هر گونه وسيله و سببى قطع مىشود » .
و باز در پايان آيه آنها را با اين جمله تهديد مىكند : « آنها اصحاب دوزخند و جاودانه در آن مىمانند » ( * ( أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ ) * ) .
و به اين ترتيب گاهى عذاب آنها را به عنوان « شديد » توصيف كرده و گاهى « مهين » و خوار كننده ، و گاه جاودانه بودن كه هر يك از اين اوصاف به تناسب وصفى از اوصاف آنها و اعمالشان است .
و عجب اينكه اين منافقان در قيامت هم دست از منافقگرى خود بر نمىدارند چنان كه در آيه بعد آمده است : « به خاطر بياوريد روزى را كه خدا همه آنها را برمىانگيزد ، و اعمالشان را بر آنها عرضه مىدارد ، و در دادگاه عدلش از آنها سؤال مىكند ، ولى آنان براى خدا نيز سوگند دروغ ياد مىكنند همانگونه كه براى شما سوگند مىخورند » ( * ( يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّه جَمِيعاً فَيَحْلِفُونَ لَه كَما يَحْلِفُونَ لَكُمْ ) * ) ( 1 ) .
قيامت تجليگاه اعمال و روحيات انسان در اين دنيا است ، و از آنجا كه منافقان اين روحيه را همراه خود به قبر و برزخ بردهاند در صحنه قيامت نيز آشكار مىشود ، و با اينكه مىدانند خداوند علام الغيوب است ، و چيزى بر او مخفى نيست ، ولى باز بر طبق عادت گذشته سوگند دروغين ياد مىكند .
البته اين منافات با اعتراف آنها به گناهانشان در بعضى از مواقف آن دادگاه عدل الهى ندارد ، چرا كه قيامت منزلگاهها و مواقف مختلفى دارد ، و در هر كدام
هامش
( 1 ) « يوم » ظرف است و متعلق به « اذكر » محذوفى است ، و يا متعلق به ما قبل آن يعنى « لهم عذاب مهين » يا « اولئك اصحاب النار » مىباشد ولى احتمال اول مناسبتر است .