آنان نيست كه به هر كس بخواهند بدهند و از هر كس بخواهند دريغ دارند ! اين آيه ضمنا مىتواند پاسخى به بلندپروازيها و ادعاهاى بىاساس گروهى از يهود و نصارى باشد كه بهشت و رحمت الهى را منحصر به خود مىدانستند ، و ديگران را از آن محروم مىپنداشتند : وَقالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كانَ هُوداً أَوْ نَصارى تِلْكَ أَمانِيُّهُمْ قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ :
« آنها گفتند هيچكس داخل بهشت نمىشود مگر اينكه يهودى يا نصرانى باشد ! اين آرزوى آنها است ، بگو اگر راست مىگوئيد دليل خود را بياوريد » ؟ !
نكته : رابطه تقوى و روشن بينى
قرآن مجيد براى تقوا آثار فراوانى بيان كرده كه از جمله آنها بر طرف شدن حجابها از فكر و قلب آدمى است .
رابطه « ايمان و تقوا » با « روشن بينى » در آيات مختلف قرآن به آن اشاره شده است ، از جمله در آيه 29 انفال مىخوانيم يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّه يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً : « اى كسانى كه ايمان آوردهايد اگر تقواى الهى پيشه كنيد و از گناهان بپرهيزيد خداوند وسيله اى براى شناخت حق از باطل براى شما قرار مىدهد » .
و در آيه 282 بقره آمده است : وَاتَّقُوا اللَّه وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّه : « تقواى الهى پيشه كنيد و خداوند شما را علم و دانش مىآموزد » و در آيات مورد بحث نيز با صراحت اين معنى آمده بود كه « اگر ايمان بياوريد و تقوا پيشه كنيد خداوند نورى براى شما قرار مىدهد كه در پرتو آن بتوانيد گام برداريد » ! رابطه اين دو علاوه بر جنبههاى معنوى كه بعضا براى ما ناشناخته است ،