تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
آيه بعد كه آخرين آيه اين سوره است بيان دليلى است براى آنچه در آيه قبل آمده ، مىفرمايد : « اين پاداشهاى مضاعف الهى علاوه بر نورانيت و مغفرت به خاطر آن است كه اهل كتاب بدانند كه آنها قادر بر چيزى از فضل الهى نيستند و اينكه فضل و رحمت همه به دست او است ، و به هر كس بخواهد مىبخشد و خداوند داراى فضل و رحمت عظيم است » ( * ( لِئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتابِ أَلَّا يَقْدِرُونَ عَلى شَيْءٍ مِنْ فَضْلِ اللَّه وَأَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّه يُؤْتِيه مَنْ يَشاءُ وَاللَّه ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ) * ) ( 1 ) . اين پاسخى است به آنها كه مىگفتند : خداوند به گروهى از اهل كتاب كه ايمان به محمد آورده‌اند ( طبق عقيده مسلمانان ) دو پاداش مىدهد ، بنا بر اين ما كه ايمان به او نياورده‌ايم داراى يك پاداشيم همانند ديگر مسلمانان ! قرآن به آنها پاسخ مىگويد كه مسلمانان عموما داراى دو پاداشند ، چرا كه همه آنها ايمان به رسول خدا و تمام انبياء پيشين دارند و اما گروهى از اهل كتاب كه ايمان نياورده‌اند هيچ سهمى ندارند تا بدانند كه رحمت الهى در اختيار
هامش
( 1 ) در اينكه « لا » در « * ( لِئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتابِ ) * » زائده است يا اصلى ؟ در ميان مفسران گفتگو است ، بسيارى « لا » را زائده و براى تاكيد مىدانند ( چنان كه در بالا گفتيم ) و بنا بر اينكه « لا » اصلى باشد معانى گوناگونى براى آيه ذكر شده ، از جمله اينكه : منظور اين است كه اهل كتاب بدانند كه آنها هم اگر ايمان و اسلام را پذيرا شوند مىتوانند فضل الهى را براى خود فراهم سازند ( و به تعبير ديگر در اينجا نفى در نفى به معنى اثبات مىشود ) يا اينكه ما اينهمه مواهب را به مسلمانان داديم تا اهل كتاب تصور نكنند كه مسلمين بهره اى از فضل الهى ندارند ، ولى با توجه به ذيل آيه كه مىگويد * ( وَأَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّه ) * و همچنين شان نزولى كه در بالا آورده‌ايم زائده بودن « لا » مناسبتر به نظر مىرسد ، بلكه به عقيده بعضى در تمام مواردى كه جمله مشتمل بر معنى منفى باشد « لا » زائده خواهد بود ، مانند * ( ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ ) * ( اعراف 12 ) * ( وَما يُشْعِرُكُمْ أَنَّها إِذا ) * جاءت لا يؤمنون ( انعام 109 ) ( دقت كنيد ) .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 397 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي