و به انحراف و تحريف كشاندند .
به همين دليل اسلام به شدت آن را محكوم كرده ، و حديث معروف لا رهبانية فى الاسلام : « در اسلام رهبانيت وجود ندارد » در بسيارى از منابع اسلامى ديده مىشود ( 1 ) .
از جمله بدعتهاى زشت مسيحيان در زمينه رهبانيت « تحريم ازدواج » براى مردان و زنان تارك دنيا بود ، و ديگر « انزواى اجتماعى » و پشتپا زدن به وظائف انسان در اجتماع ، و انتخاب صومعهها و ديرهاى دورافتاده براى عبادت و زندگى در محيطى دور از اجتماع بود ، سپس مفاسد زيادى در ديرها و مراكز زندگى رهبانها به وجود آمد كه بعدا به گوشه اى از آن براى تكميل اين بحث به خواست خدا اشاره خواهيم كرد .
درست است كه زنان و مردان تارك دنيا ( راهبها و راهبهها ) خدمات مثبتى نيز انجام مىدادند ، از جمله پرستارى بيماران صعب العلاج و خطرناك ، همچون جذاميان ، و تبليغ در نقاط بسيار دوردست و در ميان اقوام وحشى ، و مانند اينها ، و همچنين برنامههاى مطالعاتى و تحقيقاتى ، ولى اين امور در برابر كل اين برنامه مساله ناچيز و كم اهميتى بود ، و در مجموع مفاسد آن به مراتب برترى داشت .
اصولا انسان موجودى است كه براى زندگى در اجتماع ساخته شده ، و تكامل معنوى و مادى او نيز در همين است كه زندگى جمعى داشته باشد ، و لذا هيچيك از مذاهب آسمانى اين معنى را از انسان نفى نمىكند ، بلكه پايههاى آن را محكمتر مىسازد .
خداوند در انسان « غريزه جنسى » براى حفظ نسل آفريده ، هر چيزى
هامش
( 1 ) در « مجمع البحرين » در ماده رهب اين حديث آمده است ، و در نهايه ابن اثير ذكر شده .