نموده و شكست خوردند ، لذا به بيابانها متوارى شدند ، و به انتظار ظهور پيامبر موعود عيسى ( حضرت محمد ص ) در غارهاى كوهها به عبادت مشغول گشتند ، بعضى از آنها بر دين خود باقى ماندند و بعضى راه كفر پيش گرفتند .
سپس افزود آيا مىدانى رهبانيت امت من چيست ؟ عرض كرد : خدا و رسولش آگاهترند ، فرمود : الهجرة ، و الجهاد ، و الصلاة ، و الصوم ، و الحج ، و العمرة :
« رهبانيت امت من هجرت و جهاد و نماز و روزه و حج و عمره است » ( 1 ) .
مورخ مشهور مسيحى « ويل دورانت » در تاريخ معروف خود در جلد 13 بحث مشروحى راجع به رهبانان نقل مىكند ، او معتقد است پيوستن « راهبهها » ( زنان تارك دنيا ) به « راهبان » از قرن چهارم ميلادى شروع شد و روز به روز كار رهبانيت بالا گرفت تا در قرن دهم ميلادى به اوج خود رسيد ( 2 ) .
بدون شك اين پديده اجتماعى ، مانند هر پديده ديگر ، علاوه بر ريشههاى تاريخى ريشههاى روانى نيز دارد كه از جمله مىتوان به اين واقعيت اشاره كرد كه اصولا عكس العمل روانى افراد و اقوام مختلف در برابر شكستها و ناكاميها كاملا متفاوت است ، بعضى تمايل به انزوا و درونگرايى پيدا مىكنند و خود را كاملا از اجتماع و فعاليتهاى اجتماعى دور مىكشند ، در حالى كه گروه ديگر از شكست درس استقامت مىآموزند و صلابت و مقاومت بيشترى پيدا مىكنند ، گروه اول به رهبانيت يا چيزى شبيه به آن رو مىآورند و گروه دوم به عكس اجتماعىتر مىشوند .
هامش
( 1 ) تفسير « مجمع البيان » جلد 9 صفحه 243 ( با كمى تلخيص ) در تفسير « در المنثور » حديث ديگرى شبيه آن نقل شده ( جلد 6 صفحه 177 ) .
( 2 ) تاريخ « ويل دورانت » جلد 13 صفحه 443 .