جدا كردند .
« فتنتم » از ماده « فتنه » به معانى مختلفى آمده است آزمايش و امتحان ، فريب دادن ، بلا و عذاب ، ضلالت و گمراهى و شرك و بتپرستى و در اينجا بيشتر دو معنى آخر يعنى گمراهى و شرك مناسب است .
« تربصتم » از ماده « تربص » در اصل به معنى انتظار كشيدن است ، خواه انتظار بلا و مصيبت باشد ، يا فراوانى و نعمت ، و در اينجا بيشتر مناسب انتظار مرگ پيامبر ص و برچيده شدن اسلام ، يا انتظار كشيدن به معنى تعلل ورزيدن در توبه از گناه و انجام هر گونه كار خير است .
« و ارتبتم » از ماده « ريب » به هر گونه شك و ترديد كه بعدا پرده از روى آن برداشته مىشود اطلاق مىگردد ، و در اينجا بيشتر مناسب با شك در قيامت و يا حقانيت قرآن است .
گرچه مفهوم الفاظى كه در آيه به كار رفته گسترده است ولى ممكن است به ترتيب بيانگر مساله « شرك » ، و انتظار « پايان عمر اسلام و پيامبر » ص و سپس شك در « معاد » و بعد از آن آلودگيهاى عملى از طريق فريب أمانى و شيطان باشد ، بنا بر اين جملههاى سه گانه نخست ناظر به اصول سه گانه دين است و دو جمله اخير ناظر به فروع دين .
سرانجام مؤمنان در يك نتيجه گيرى منافقان را مخاطب ساخته ، مىگويند :
« امروز از شما غرامتى پذيرفته نمىشود كه در برابر آن از عذاب الهى رهايى يابيد » ( * ( فَالْيَوْمَ لا يُؤْخَذُ مِنْكُمْ فِدْيَةٌ ) * ) .
« و نه از كافران » ( * ( وَلا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * ) .
و به اين ترتيب كافران نيز سرنوشتى همچون منافقان دارند ، و همگى در گرو گناهان و زشتيهاى اعمال خويشند ، و راه خلاصى ندارند .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 334
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٣٤