اين آب گوارا و شيرين را به صورت تلخ و شور قرار مىدهيم « ( * ( لَوْ نَشاءُ جَعَلْناه أُجاجاً ) * ) ( 1 ) .
« پس چرا شكر اين نعمت بزرگ را بجا نمىآوريد » ؟ ( * ( فَلَوْ لا تَشْكُرُونَ ) * ) .
آرى اگر خدا مىخواست به املاح محلول در آب نيز اجازه مىداد كه همراه ذرات آب تبخير شوند ، و دوش به دوش آنها به آسمان صعود كنند ، و ابرهايى شور و تلخ تشكيل داده ، قطرههاى بارانى درست همانند آب دريا شور و تلخ فرو ريزند ! اما او به قدرت كامله اش اين اجازه را به املاح نداد ، نه تنها املاح در آب ، بلكه ميكربهاى موذى و مضر و مزاحم نيز اجازه ندارند همراه بخارات آب به آسمان صعود كنند ، و دانههاى باران را آلوده سازند به همين دليل قطرات باران هر گاه هوا آلوده نباشد خالصترين ، پاكترين ، و گواراترين آبها است .
« اجاج » از ماده « اج » ( بر وزن حج ) در اصل از « اجيج » آتش يعنى برافروختگى و سوزندگى آن گرفته شده است ، و به آبهايى كه به خاطر شورى يا تلخى و حرارت دهان را مىسوزاند اجاج مىگويند .
اين سخن را با حديثى از پيغمبر اكرم ص پايان مىدهيم در اين حديث مىخوانيم :
ان النبى كان اذا شرب الماء قال الحمد للَّه الذى سقانا عذبا فراتا برحمته و لم يجعله ملحا اجاجا بذنوبنا ! :
« هنگامى كه حضرت آب مىنوشيد مىفرمود : حمد براى خداوندى كه به رحمتش ما را از آب شيرين و گوارا سيراب كرد ، و آن را به خاطر گناهانمان شور و تلخ قرار نداد » ! ( 2 ) .
سرانجام به هفتمين و آخرين دليل معاد در اين سلسله آيات مىرسيم و آن
هامش
( 1 ) در اين جمله « لام » حذف شده و در تقدير چنين است « لو نشاء لجعلناه » .
( 2 ) تفسير « مراغى » جلد 27 صفحه 148 و تفسير « روح المعانى » جلد 27 صفحه 129 .