( * ( ثُمَّ إِنَّكُمْ أَيُّهَا الضَّالُّونَ الْمُكَذِّبُونَ ) * ) .
« از درخت » زقوم « مىخوريد » ( * ( لآكِلُونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ زَقُّومٍ ) * ) ( 1 ) .
« و شكمهاى خود را از آن پر مىكنيد » ( * ( فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ ) * ) .
در آيات گذشته تنها از محيط زندگى « اصحاب الشمال » دوزخ سخن به ميان آمده بود .
اما در اينجا سخن از ماكول و مشروب آنها است ، كه درست از اين نظر نيز نقطه مقابل مقربان و اصحاب اليمين مىباشند .
قابل توجه اينكه مخاطب در اين آيات « گمراهان تكذيب كنندهاند » ، آنهايى كه علاوه بر گمراهى و ضلال داراى روح عناد و لجاج در مقابل حقند و پيوسته به اين كار ادامه مىدهند .
« زقوم » چنان كه قبلا نيز گفتهايم گياهى است تلخ و بد بو و بد طعم ، و شيره اى دارد كه وقتى به بدن انسان مىرسد ورم مىكند ، و گاه به هر نوع غذاى تنفر آميز دوزخيان گفته شده است ( 2 ) .
براى شرح بيشتر در باره « زقوم » به جلد 19 صفحه 70 ذيل آيه 62 سوره صافات ، و جلد 21 ذيل آيه 43 سوره دخان مراجعه كنيد ) .
تعبير به « * ( فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ ) * » اشاره به اين است كه آنها نخست گرفتار حالت گرسنگى شديد مىشوند به گونه اى كه حريصانه از اين غذاى بسيار ناگوار مىخورند و شكمها را پر مىكنند .
هامش
( 1 ) « من » در « من شجر » تبعيضيه است و در « من زقوم » بيانيه .
( 2 ) « مجمع البحرين » ، « مفردات راغب » ، « لسان العرب » و « تفسير روح المعانى » .