روى انكار معاد اصرار داشتند ( 1 ) .
آنها به اين هم قناعت نمىكردند و براى اظهار تعجب بيشتر مىگفتند :
« آيا نياكان نخستين ما كه هيچ اثرى از آنها باقى نمانده دوباره زنده مىشوند » ؟ ! ( * ( أَ وَآباؤُنَا الأَوَّلُونَ ) * ) ( 2 ) .
همانها كه شايد هر ذرهاى از خاكشان به گوشه اى افتاده است يا جزء بدن موجود ديگرى شده است ؟
ولى چنان كه در پايان سوره يس مشروحا گفته شد در برابر دلائل محكمى كه بر مساله معاد دلالت مىكند اينها يك مشت بهانههاى واهى است .
سپس قرآن به پيامبر اسلام ص دستور مىدهد كه در پاسخ آنها « بگو :
نه فقط شما و پدرانتان ، بلكه تمام اولين و آخرين . . . » ( * ( قُلْ إِنَّ الأَوَّلِينَ وَالآخِرِينَ ) * ) .
« همگى در موعد روز معين ( روز رستاخيز ) جمع مىشوند » ( * ( لَمَجْمُوعُونَ إِلى مِيقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ ) * ) ( 3 ) .
« ميقات » از ماده « وقت » به معنى زمانى است كه براى كار يا وعده اى
هامش
( 1 ) توجه داشته باشيد كه تكرار حرف استفهام ، و تعبير به « ان » همه به عنوان تاكيد آورده شده .
( 2 ) « همزه » در « أ و آبائنا الاولين » همزه استفهام ، و « واو » ، « واو عاطفه » است كه همزه استفهام بر آن مقدم مىشود .
( 3 ) « الى » در اين جمله به خاطر اين به كار رفته كه قيامت ، در پايان اين جهان قرار دارد و نيز ممكن است كه « الى » در اينجا به معنى لام بوده باشد ، همانگونه كه در بسيارى از آيات قرآن « لميقات » آمده است .