اين جهان نيست كه گاه خارها مانع چيدن آن است و گاه بلندى خطرناك درخت مانند نخل ، و يا مانعى در وجود خود انسان از تناول آن وجود داشته باشد ، و نه ميزبان اصلى بهشت كه خداوند منان است و ماموران او بخل و منعى دارند بنا بر اين هيچ مانعى در كار نيست بلكه « مقتضى كاملا موجود و مانع در هر شكل و هر صورت مفقود است » .
سپس به نعمت ديگرى اشاره كرده ، مىافزايد : « آنها داراى همسران گرانقدرى هستند » ( * ( وَفُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ ) * ) .
« فرش » جمع « فراش » در اصل به معنى هر گونه فرش يا بسترى است كه مىگسترانند و به همين تناسب گاه به عنوان كنايه از همسر به كار مىرود ( خواه مرد باشد يا زن ) .
لذا در حديث معروف از پيغمبر گرامى آمده است الولد للفراش و للعاهر الحجر : « فرزندى كه از زن شوهردار متولد مىشود متعلق به همان خانواده است و اگر مرد فاسق و زناكارى در اين ميان بوده بهره اش تنها سنگ است » ( و احتمال انعقاد فرزند از نطفه او پذيرفته نيست ) .
بعضى نيز « فرش » را به معنى حقيقى ( نه به معنى كنايى ) تفسير كردهاند ، و آن را اشاره به فرشها و بسترهاى بسيار گرانبها و پر ارزش بهشت دانستهاند ، ولى در اين صورت ارتباط آيات بعد كه حكايت از حوريان و همسران بهشتى مىكند از آن قطع مىشود .
سپس به اوصاف ديگرى از همسران بهشتى پرداخته ، مىگويد : « ما آنها را آفرينش نوينى بخشيدهايم » ( * ( إِنَّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً ) * ) .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 223
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٢٣