مرحله پائينتر است .
نخست براى بيان بلندى مقام آنها مىفرمايد : « اصحاب يمين ، چه اصحاب يمينى » ؟ ! ( * ( وَأَصْحابُ الْيَمِينِ ما أَصْحابُ الْيَمِينِ ) * ) ( 1 ) .
و اين برترين توصيفى است كه از آنها شده ، زيرا اين تعبير در مواردى به كار مىرود كه اوصاف كسى در بيان نگنجد ، و به هر حال اين تعبير بيانگر مقام والاى اصحاب اليمين است .
آيه بعد به نخستين موهبت اين گروه اشاره كرده ، مىگويد : « آنها در سايه درخت سدر بىخار قرار خواهند گرفت » ( * ( فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ ) * ) ( 2 ) .
در حقيقت اين رساترين توصيفى است كه براى درختان بهشتى در قالب الفاظ دنيوى ما امكان پذير است ، زيرا « سدر » به گفته بعضى از ارباب لغت درختى است تناور كه بلنديش گاهى تا چهل متر مىرسد ، و مىگويند تا دو هزار سال عمر مىكند ( و سايه بسيار سنگين و لطيفى دارد ) تنها عيب اين درخت اين است كه خاردار است ، ولى با توصيف به « مخضود » ( از ماده خضد بر وزن « مجد » به معنى بريدن و گرفتن خار است ) اين مشكل نيز در درختان سدر بهشتى حل شده .
در حديثى آمده است كه هر گاه بعضى از لغات قرآن براى ياران پيامبر ص مشكل مىشد مىگفتند خداوند به بركت اعراب باديه نشين و سؤالات آنها ما را بهره مند مىكند ، از جمله اينكه عربى باديه نشين روزى خدمت
هامش
( 1 ) تركيب اين جمله ذيل آيه 8 همين سوره گذشت .
( 2 ) جار و مجرور متعلق به عامل مقدرى است و مجموعا خبر مبتداى محذوفى است و در تقدير چنين است « هم فى سدر مخضود » .