باز در اينجا از بندگان اقرار مىگيرد كه « كدامين نعمت از نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد » ؟ ( * ( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ) * ) .
چرا كه اين قانون يعنى جزاى احسان به احسان خود نعمتى است بزرگ از ناحيه خداوند بزرگ ، و نشان مىدهد كه پاداش او در برابر اعمال بندگان نيز درخور كرم او است نه درخور اعمال آنها ، تازه اگر آنها عملى دارند و اطاعتى مىكنند آن هم به توفيق و لطف خدا است و بركاتش نيز به خودشان مىرسد .
نكته : نيكى پاداش نيكى است
آنچه در آيه فوق خوانديم « * ( هَلْ جَزاءُ الإِحْسانِ إِلَّا الإِحْسانُ ) * » يك قانون عمومى در منطق قرآن است كه خدا و خلق و همه بندگان را شامل مىشود .
عموميت اين قانون به همه مسلمانان تعليم مىدهد كه هر نيكى را از هر كسى باشد جبران كنند ، و به گفته امام صادق ع جبران آن نيست كه همانندش را انجام دهند ، بلكه بايد برتر باشد ، و گرنه آنكه ابتدا به احسان كرده است برترى خواهد داشت ! در مورد اعمال ما در پيشگاه خداوند مساله شكل ديگرى به خود مىگيرد ، چرا كه طرف خداوند كريمى است كه امواج رحمتش سرتاسر عالم هستى را فرا گرفته ، و اكرام و انعامش شايسته ذات او است ، نه هموزن اعمال بندگان ، بنا بر اين جاى تعجب نيست كه در تاريخ امم كرارا مىخوانيم كه افرادى با انجام كار كوچكى از روى اخلاص مشمول عنايات بزرگى شدهاند ، از جمله اينكه :
بعضى از مفسران نقل كردهاند « يكى از مسلمانان پير زن كافرى را ديد كه دانه هايى براى پرندگان در وقت زمستان مىپاشيد ، به او گفت از امثال تو