باز در تعقيب اين نعمت بهشتى تكرار مىكند : « كداميك از نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد » ؟ ( * ( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ) * ) .
سپس به توصيف بيشترى از اين همسران بهشتى پرداخته ، مىگويد :
« آنها همچون ياقوت و مرجانند » ! ( * ( كَأَنَّهُنَّ الْياقُوتُ وَالْمَرْجانُ ) * ) .
به سرخى و صفا و درخشندگى « ياقوت » و به سفيدى و زيبايى شاخ « مرجان » كه هنگامى كه اين دو رنگ ( يعنى سفيد و سرخ شفاف ) به هم آميزند زيباترين رنگ را به آنها مىدهند .
« ياقوت » سنگى است معدنى و معمولا سرخ رنگ ، و « مرجان » حيوانى است دريايى شبيه شاخههاى درخت كه گاه به رنگ سفيد و گاه قرمز يا رنگهاى ديگر است ، و در اينجا ظاهرا منظور نوع سفيد آن است ( 1 ) .
بار ديگر به دنبال اين نعمت بهشتى مىفرمايد : « كدامين نعمت از نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد » ؟ ( * ( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ) * ) .
و در پايان اين بحث مىگويد : « آيا جزاى نيكى جز نيكى خواهد بود » ( * ( هَلْ جَزاءُ الإِحْسانِ إِلَّا الإِحْسانُ ) * ) ( 2 ) .
آيا آنها كه در دنيا كار نيك كردهاند جز پاداش نيك الهى انتظارى در باره آنها مىرود ؟
گرچه در روايات اسلامى يا تفسير مفسران احسان در اين آيه تنها به معنى « توحيد » يا به معنى « توحيد و معرفت » يا به معنى « اسلام » تفسير شده ، ولى
هامش
( 1 ) در باره مرجان در اوائل همين سوره ذيل آيه 22 شرح بيشترى دادهايم .
( 2 ) « هل » در اين آيه براى استفهام انكارى است ، و در حقيقت اين آيه دليلى است براى آيات پيشين كه سخن از نعمتهاى ششگانه بهشتيان مىگفت .