دليل خاصى براى هيچيك از اين تفاسير در دست نيست .
در آيه بعد كه نوبت به ميوههاى اين دو باغ بهشتى مىرسد ، مىفرمايد :
« در آنها از هر ميوه اى دو نوع وجود دارد » ( * ( فِيهِما مِنْ كُلِّ فاكِهَةٍ زَوْجانِ ) * ) .
نوعى كه در دنيا نمونه آن را ديدهايد ، و نوعى كه هرگز شبيه و نظير آن را در اين جهان نديدهايد .
بعضى از مفسران نيز آن را به دو نوع تابستانى و زمستانى و يا خشك و تر و يا كوچك و بزرگ تفسير كردهاند ، ولى هيچيك از اينها دليل روشنى ندارد اين اندازه مسلم است كه ميوههاى بهشتى كاملا متنوع و گوناگون مىباشد ، و هر كدام از ديگرى بهتر و جالبتر است .
باز مىافزايد : « كداميك از نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد » ؟ ! ( * ( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ) * ) .
در آيات پيشين سه قسمت از ويژگيهاى اين دو باغ بهشتى مطرح شد ، اكنون به سراغ ويژگى چهارم مىرويم كه مىفرمايد : « اين در حالى است كه بهشتيان بر فرشهايى نشسته و تكيه كردهاند كه آستر آنها از پارچههاى ابريشمين است » ( * ( مُتَّكِئِينَ عَلى فُرُشٍ بَطائِنُها مِنْ إِسْتَبْرَقٍ ) * ) ( 1 ) .
معمولا انسان وقتى تكيه مىكند كه در محيطى آرام و در نهايت امنيت باشد ، اين تعبير نشانه آرامش كامل روح بهشتيان است .
« فرش » ( بر وزن شتر ) جمع « فراش » به معنى فرشهايى است كه
هامش
( 1 ) « متكئين » حال است براى بهشتيان كه در آيات قبل به عنوان « * ( وَلِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّه جَنَّتانِ ) * » ذكر شده است .